نمایش موارد بر اساس برچسب: فولاد مبارکه

 

به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از خبرگزاری مهر، سعید زرندی، مدیرعامل گروه فولاد مبارکه در دوره آموزشی «حکمرانی شرکتی» مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، اظهار کرد: حاکمیت شرکتی، موضوعی است که از سال ۱۹۸۰ مطرح شد و از سال ۱۹۹۰ تقریباً در ادبیات جهانی به صورت منسجم حضور داشت.

وی در ادامه افزود: موضوع حاکمیت شرکتی عمدتاً در شرکت‌های خصوصی و بورسی به‌طور پررنگ‌تری مطرح شد و به‌عنوان مسئله مهمی که تفکیک مالکیت و مدیریت، شفافیت روابط مدیران و سهام‌داران و موضوعات مختلف را مد نظر داشته است، پررنگ‌تر شد.

مدیرعامل گروه فولاد مبارکه گفت: حاکمیت شرکتی با ظهور شرکت‌های بزرگ، بحث جدایی مالکیت از مدیریت پررنگ شد تا تکلیف مالک و مدیران حرفه‌ای به صورت مجزا مشخص شود و به نوعی روش‌های سنتی گذشته کنار گذاشته شد؛ بنابراین ادبیات حاکمیت شرکتی برای جلوگیری از چالش‌هایی همچون تضاد منافع میان مدیران و مالکان و تضادهای سهامداری مطرح شد.

میزان تأثیر خصوصی‌سازی بر بهره‌وری شرکت‌ها

وی خاطرنشان کرد: حاکمیت شرکتی، فرصت‌طلبی مدیران را مدیریت کرده و کاهش می‌دهد، ساختارها را اصلاح و میان آزادی عمل مدیران، منافع ذینفعان و اهداف سازمانی توازن ایجاد می‌کند؛ براساس تحقیقات انجام‌شده، میزان بازدهی دارایی‌های شرکت‌های دولتی بین ۲ تا ۵ درصد از میزان بازدهی دارایی‌های شرکت‌های خصوصی کمتر است و شرکت‌های دولتی در کشورهای در حال توسعه عمدتاً زیان‌ده بوده‌اند.

زرندی با بیان اینکه طبق آمارهای موجود، ۶۰ درصد از شرکت‌های دولتی جهان تحت تأثیر سیاست‌های دولت هستند و بهره‌وری نیروی کار در این شرکت‌ها به طور متوسط پایین‌تر است، اذعان داشت: طی بررسی‌های انجام‌شده در ۵۰۰ شرکت برتر جهان از نظر دارایی، ۱۲۶ شرکت دولتی هستند.

وی در ادامه تصریح کرد: متأسفانه قوانین پراکنده، تعارض تصدی‌گری و تنظیم‌گری، ناتوانی در رصد اطلاعات، مشخص نبودن اهداف، عدم ثبات مدیریتی، نظام انگیزشی ناکارآمد، مداخلات سیاسی، بار تحمیلی دولت، تقسیم سود و غرامت‌ها ازجمله مهمترین عوامل کاهش میزان بهره‌وری در شرکت‌های دولتی ایران هستند.

مدیرعامل گروه فولاد مبارکه با تأکید بر ضرورت ارتقاء و بهبود شرایط مدیریت شرکت‌های دولتی کشور ابرازداشت: برای مدیریت شرکت‌های دولتی کشورمان باید بتوانیم یک نظام متفاوتی طراحی کنیم؛ ریسک اصلی نظام حاکمیتی شرکت‌های دولتی ایران، تعارض منافع است.

حاکمیت شرکتی در دستور کار فولاد مبارکه

وی در ادامه با بیان اینکه ما در گروه فولاد مبارکه موضوع حاکمیت شرکتی را در دستور کار خود قرار داده‌ایم، تأکید کرد: در این راستا مطالعات خوبی انجام شده و اسناد پشتیبانی آن نیز تهیه گردیده است؛ حاکمیت دیجیتال، سیاست‌گذاری مبتنی بر مشارکت ذینفعان و تصمیم‌گیری داده‌محور، مواجهه با تغییرات و انعطاف در محیط سیاسی و اقتصادی، اخلاق سازمانی، فرهنگ سازمانی، رفتار حرفه‌ای، پایدار و مسئولیت اجتماعی باید به‌عنوان عناصر جدی در نظام حکمرانی نوین دیده شوند.

شکل‌گیری فولاد مبارکه در سخت‌ترین شرایط

زرندی با بیان اینکه فولاد مبارکه بزرگترین شرکت صنعتی ایران است، ابراز داشت: موضوع جالب توجهی که درخصوص فولاد مبارکه وجود دارد این است که بحث احداث و ساخت این مجموعه در بحبوحه جنگی تحمیلی و در دوران ۸ ساله دفاع مقدس مطرح شده است.

وی ادامه داد: نگاه به ساخت فولاد مبارکه پس از مطالعات صورت‌گرفته (پیش از پیروزی انقلاب اسلامی)، حدود سال ۱۳۶۰ و در اوج شرایط عدم فروش نفت و درآمد ارزی کشور، شکل می‌گیرد؛ نکته جالب دیگر اینکه آقای عرفانیان به‌عنوان مجری طرح فولاد مبارکه، در آن زمان عنوان می‌کند که بالاخره جنگ تحمیلی روزی تمام می‌شود و آن‌وقت می‌خواهیم برای کشورمان چه کار کنیم؟ آیا تازه باید بنشینیم فکر کنیم یا از الآن به موازات جنگ باید به فکر طراحی درآمد پایدار کشور پس از جنگ باشیم؟

مدیرعامل گروه فولاد مبارکه اضافه کرد: فاز اول فولاد مبارکه به ظرفیت تولید ۲.۴ میلیون تن فولاد در سال ۱۳۷۱ به بهره‌برداری رسید و در سال ۱۳۸۰ این میزان به ۴.۵ میلیون تن ارتقاء پیدا کرد؛ گروه فولاد مبارکه در سال ۱۳۸۵ مجتمع فولاد سبا را به تملک خود درآورده و با این اقدام، به ظرفیت تولید سالانه ۵ میلیون تن فولاد خام رسید و در سال ۱۳۹۰ نیز با خرید فولاد هرمزگان به ظرفیت تولید ۶.۵ میلیون تن فولاد خام رسید.

وی با بیان اینکه گروه فولاد مبارکه در سال ۱۳۹۶ شرکت فولاد سنگان را در شرق کشور راه‌اندازی کرد، یادآور شد: طی سال‌های اخیر ظرفیت تولید فولاد خام در گروه فولاد مبارکه به ۱۰.۳ و اکنون به حدود ۱۲ میلیون تن رسیده است؛ در حال حاضر فولاد مبارکه بزرگترین تولیدکننده ورق‌های فولادی تخت در خاورمیانه و شمال آفریقا و با تولید ۱۲.۸ میلیون تن آهن اسفنجی، بزرگترین تولیدکننده متمرکز آهن اسفنجی در جهان است.

نگاه «از سنگ تا رنگ» فولاد مبارکه را نسبت به فولادسازان دنیا متمایز کرده است

زرندی با بیان اینکه ارزش فعلی بازار فولاد مبارکه ۶۵۰ همت است، خاطرنشان کرد: فولاد مبارکه دارای سهم یک درصدی در تولید ناخالص ملی (GDP) و حدود ۴ تا ۵ درصد سهم تولید ناخالص ملی بخش صنعت کشور است؛ همچنین این مجموعه شبکه گسترده‌ای از ذینفعان در کشور را داراست.

مدیرعامل گروه فولاد مبارکه متذکر شد: آنچه که فولاد مبارکه را نسبت به بسیاری از شرکت‌های فولادسازی دنیا متمایز کرده است، نگاه زنجیره تولید «از سنگ تا رنگ» است؛ یعنی از مرحله تولید کنسانتره آهن (پس از استخراج سنگ آهن) تا ورق‌های رنگی در یک مجموعه در حال تولید است.

فعالیت بیش از ۱۳۰ شرکت تابعه فولاد مبارکه در ۱۵ استان کشور

وی در ادامه افزود: تولید سالانه محصول در ناحیه گندله‌سازی فولاد مبارکه حدود ۱۸ میلیون تن، در ناحیه احیای مستقیم این مجتمع حدود ۱۲.۸ میلیون تن، در ناحیه فولادسازی آن حدود ۱۲.۵ میلیون تن، در ناحیه نورد گرم این کارخانه حدود ۶.۸ میلیون تن و در ناحیه نورد سرد آن حدود ۲۶۰ هزار تن ورق قلع‌اندود، ۸۶۰ هزار تن ورق گالوانیزه و ۱۵۰ هزار تن ورق رنگی است.

زرندی بیان کرد: از سال ۱۳۷۰ تاکنون، شرکت‌های تابعه فولاد مبارکه شکل گرفتند که بخشی از آن‌ها همزمان با راه‌اندازی فولاد مبارکه ایجاد شدند و این گروه بزرگ صنعتی از سال ۱۳۸۰ به نوعی سهامدار یا مالک بیش از ۱۳۰ شرکت دیگر در ۱۵ استان کشور شده است.

لزوم تمرکز بر شفافیت و پاسخگویی برای استقرار حاکمیت شرکتی

وی با بیان اینکه گروه فولاد مبارکه دارای ۷ میلیارد دلار پروژه در حال احداث و یا اجراشده در سطح کشور اظهار داشت: فولاد مبارکه برخی از این پروژه‌ها را به طور مستقیم و برخی دیگر را به صورت غیر مستقیم (از طریق شرکت‌هایی در حوزه‌های سرمایه‌گذاری، پشتیبان تکنولوژی، مسئولیت اجتماعی) انجام می‌دهد.

مدیرعامل گروه فولاد مبارکه اضافه کرد: برای استقرار حاکمیت شرکتی درست، باید در حوزه‌های شفافیت، پاسخگویی، مدیریت مبتنی بر نتیجه‌گرایی و اخلاق و انصاف به‌عنوان تقویت فرهنگ سازمانی و پایداری سیاست‌ها تمرکز داشته باشیم.

استقرار ساختارهای منسجم و دستورالعمل‌های دقیق در فولاد مبارکه از ابتدای تأسیس آن

وی اذعان داشت: خوشبختانه در فولاد مبارکه از ابتدای راه‌اندازی، ساختارهای منسجم و دستورالعمل‌های دقیقی استفاده شده و از ابتدا خود را ملزم دانسته تا در ارزیابی رتبه‌بندی‌های شرکت‌های برتر ایران و جهان حضور داشته باشد؛ به عنوان مثال، در حال حاضر شاخص‌های IMI100 برای ما بسیار مهم است و احتمالاً امسال نیز بالاترین رتبه کشور را از آن خود خواهیم کرد.

این در حالی است که فولاد مبارکه در سال‌هایی که شرایطش فراهم بوده در رنکینگ‌های بین‌المللی حضور پیدا می‌کرده اما امسال به دلیل تحریم‌ها پذیرش نشده است.

زرندی با اشاره به تعیین شاخص‌های ارزیابی برای ۱۳۰ شرکت زیرمجموعه گروه فولاد مبارکه خاطرنشان کرد: خوشبختانه فولاد مبارکه در حوزه ارزیابی عملکرد، از شرکت‌های زیرمجموعه خود به مراتب جلوتر است چراکه طراحی ساختارها و فرایندهای آن توسط شرکت ایتالیایی ایلوا از بدو تأسیس و آغاز فعالیت این مجموعه انجام شده و مدلی مبتنی بر تعالی در این شرکت مستقر بوده است.

ارتقای نظام حکمرانی، چابکی و هم‌افزایی در فولاد مبارکه

وی از هدف‌گذاری فولاد مبارکه برای قرار گرفتن در جمع ۲۰ شرکت برتر فولادساز جهان، رسیدن به درآمد سالانه ۱۵ میلیارد دلاری، هوشمندسازی و تحقق فولاد سبز خبر داد و ابراز داشت: متناسب با این هدف‌گذاری، ۶ استراتژی برای افق ۱۴۱۴ طراحی کرده‌ایم که یکی از آن‌ها ارتقای نظام حکمرانی، چابکی و هم‌افزایی است که پروژه‌های پیش روی فولاد مبارکه ذیل این استراتژی تعریف شده است.

ضرورت رقابت‌پذیری در عصر حاضر

مدیرعامل گروه فولاد مبارکه در پایان تأکید کرد: طی دهه‌های گذشته، دولت قسمتی از سهام شرکت‌های بزرگ همچون فولاد مبارکه را به بخش خصوصی واگذار کرده اما همچنان بخشی از مالکیت و حاکمیت آن‌ها را داراست و دخالت‌ها و توقعات به‌جا و نابه‌جایی همچنان وجود دارد؛ ما اگر روی رقابت‌پذیری و رقابتی بودن کار کنیم، خود به خود مجبور خواهیم بود شاخص‌های بین‌المللی بهره‌وری را بهبود دهیم چراکه رقابت‌پذیری عاملی است که می‌توان دیگر عوامل را با آن تنظیم کرد.

منتشرشده در اقتصاد
برچسب‌ها

 

به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از خبرنگار فولاد، محمدحسن عرفانیان، مجری طرح و بنیانگذار فولاد مبارکه نقش بی‌بدیلی در موفقیت این طرح عظیم صنعتی ایفا کرد.

وی که در 35 سالگی در سال 1360 به عنوان مجری طرح انتخاب شد، افق دید وسیعی را در مدیریت این پروژه ترسیم کرد و چشم‌اندازهای فولاد مبارکه را از همان آغاز شکل‌گیری نه تنها در تئوری که در عرصه عمل نیز وسعت بخشید.

مدیریت وی با یک چارچوب مفهومی و فلسفه‌ای خاص که منبعث از  اندیشه‌هایش بود، شکل می‌گرفت.
در  نهم اردیبهشت 1369، در نخستین روز همایش خودصنعت‌سازی، عرفانیان به بیان دیدگاه‌هایش پرداخت، با ادبیاتی که شاید برای نسل امروز تاحدی ناآشنا باشد، اما تفکر عمیق و نحوه نگرش وی و مأموریتی که برای این پروژه تعریف کرده است، بی‌شک از رویکرد ناب و کم سابقه‌ای حکایت دارد که هنوز هم می‌تواند راهگشا باشد. 
اینجا نگاهی داریم به متن این سخنرانیِ الهام‌بخش.

باسمه تعالی. «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» (آیات ۱۷ و 18 سوره مباركه زمر)

از علم اندک می‌دانم، آن‌قدر که می‌فهمم راجع به کدام علم صحبت می‌شود به‌مثابه اینکه بدانی گوینده با کدام زبان صحبت می‌کند. لکن از مفهوم چیزی دستگیرت نشود.
این نقیصه اکثریت‌شمول مربوط است به بستر رشد، که از دامان مادر و پند پدر تا مدرسه و دانشگاه و جامعه همگی نگاه را از آسمان برگرفتند و بر زمین خاکی که خود نتیجه و کاربرد علم است، دوختند و خط تکمیل‌کننده آن‌که دانشگاه بود، محدود به نمونه‌های کوچک مثل دیگ بخار، موتورهای احتراق و ژنراتور نمود و جامعه نیز با آموزش، طرز بهره‌برداری و تعمیر و نصب، این بستر را بست.
این اتفاق در حالتی افتاد که کتابی بزرگ را در مکتب‌خانه آموختم و مدعی بود «وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ» که‌ای بسا رهنمون اعتراض به طبقه‌بندی علوم است، چراکه فی‌المثل علمی به‌نام فیزیک نمی‌شناسد اما از علم نجوم که ترکیب فیزیک، شیمی، ریاضی است سخن بسیار می‌رود و نیز اخلاق را علم می‌داند درحالی‌که در طبقه‌بندی علومی که آموخته‌ام، جایی ندارد و به‌جای آن اشیاء را و شکست آن را علم دانستم.
من از تجربه سخن می‌گویم که انتهای علم، آغاز تجربه است و تفاوت کاربردی‌اش این‌گونه می‌شود علم را در آغاز باید فهمید، ولی از تجربه باید استفاده کرد، من از تجربه به علم رسیده‌ام که بسیار گران بوده است، زیرا چیزی که با علم می‌توان یک‌شبه رسید با تجربه ره صدساله است.

مجتمع فولاد مبارکه بزرگ‌ترین پروژه تاریخ این مملکت است و من نهمین سال مدیریت بر آن را می‌گذرانم.

طبیعتاً سرمایه عظیمی در آن بکار رفته است و رقم بالایی از آن صرف تجربه‌اندوزی شده است و لذا به‌کارگیری ایـن تجربه می‌تواند مانع از تکرار آن شود تا به آنچه ما رسیده‌ایم برسید.
من تنها مرتکب نیستم بلکه اولین معترف هستم، جنگ ما، جهاد ما، قانون‌گذاری ما، خودکفائی ما، خود صنعت‌سازی ما از راه تجربه به علم رسیده‌اند و این را می‌شود از حجم سرمایه‌گذاری برنامه‌ای در یک استاندارد و مقایسه با آنچه بر روی زمین مانده است فهمید.
برای تکنولوژی تعاریف مختلفی بیان شده است، تجربه ما تعریف آن را هنر به‌کارگیری، علم می‌داند و لذا آموزش و طلب را ولو به چین مفید می‌داند همان‌گونه که علم مرز نمی‌شناسد و حتی در مرزهای اعتقادی و فرهنگ وارد می‌شود، تکنولوژی نیز ورود به این مرز را برای خود مجاز می‌داند که به‌عینه در شوروی وجهان کمونیست دیدیم و سخن گورباچف در باب چکسلواکی را شنیدیم که گفت من از آنچه در چکسلواکی در حال وقوع است حمایت می‌کنم چراکه تکنولوژی ما از غرب بسیار عقب‌مانده است.
بنابراین لغت خودکفائی که از باب کفایه و بسته شدن مرز و سقف معنی می‌دهد، قدرت بستن تکنولوژی را ندارد و فقط فکر و ذهن ما را مشغول می‌کند. بشر به علم و تکنولوژی متکی است و این دو ریسمان خدا هستند و لذا لغت خوداتکائی نیز که علم را به ما و در مرزی محدود می‌بندد، نمی‌تواند جاری و ساری بر تکنولوژی گردد. 
صنعت حاصل تکنولوژی از علم است و ابزار اعتلای فرهنگ که مرز انتخاب بشر در اقلیم و مذاهب گوناگون است و این نتیجه حاصل نمی‌شود مگر آن‌که مرزهای جغرافیائی و فرهنگی روی علم و تکنولوژی باز باشد، درست مشابه سیل که اگر راهش باز باشد به تو برای استفاده حق انتخاب می‌دهد، ولی اگر راهش را ببندی به‌زور بر تو وارد می‌شود و با تو آن می‌کند که خود می‌خواهد و لذا اطلاق خودکفائی و خوداتکائی بر صنعت در حالی که درب‌های علم و تکنولوژی بسته است مفهوم ندارد و در حالت بازِ انتخاب است که تناسب پیدا می‌کند.
این آگاهی، در انتخاب تعریف مناسب برای این سمینار ما را یاری نمود که جمله تجربیات مجتمع فولاد مبارکه در خود صنعت سازی را انتخاب کنیم. البته منظور ما ساختن صنعت توسط خودمان نیست بلکه تصمیم و انتخاب آن را در کلمه «خود» مستتر می‌دانیم. 
توان هنر به‌کارگیری علم که همان تکنولوژی باشد تا مرز شکست قالب علوم پیش رفت و طبقه جدیدی به‌نام مکاترونیک که ترکیب علم مکانیک و الکترونیک است را به وجود آورد. این اتفاق که محدودیت هم ندارد می‌تواند دو پیام داشته باشد: اول آنکه معلوم نیست طبقه‌بندی علوم به شکل کنونی درست باشد، چراکه تکنولوژی نشئت گرفته از علم توانست ضعف آن را عریان کند و درحالی‌که مخلوق علم بود، خالق فرزندی از جنس علم باشد.

دوم آنکه بارقه‌ای از نور در دل مسلمین و صاحبان کتاب الله شد که اگر بجنبند و به علم و تکنولوژی مصلحت‌آمیز همچون حبل خدا چنگ زنند می‌توانند ادامه‌دهنده معلم ثانی و ثالث که فارابی و میرداماد بودند، شوند و در تکامل طبقه‌بندی علوم معلم رابع شوند. 
و من پس از 9 سال مدیریت بر بزرگ‌ترین پروژه ازنظر کمی و پیچیده‌ترین پروژه از باب تکنولوژی، نفهمیدم درشرایطی‌که علم را از راه تجربه کسب می‌کنیم و به زبان علم اکتفا می‌کنیم و بر هنر به‌کارگیری علم مسلط نیستیم چگونه می‌توانیم در حاصل این دو که صنعت باشد خودکفا یا خوداتکا شویم!
به زبان مجتمع فولاد مبارکه فرزندان تازه متولدشده که برای رشد وابسته به تغذیه از مادر هستند با جمع شدن قادر به تولد مادر نیستند و مجتمع، صنعت مادر است که نمی‌تواند مخلوق صنایع نوپا باشد. شکلی که از صنعت حاصله در این شرایط در ذهن متباین می‌گردد برای انقلاب اسلامی زیبا نیست. 
پیشنهاد ما شتاب در فراگیری علم است تا رسیدن به مدیریت علمی فضائی بسازد که هنر به‌کارگیری علم در آن بارور شود و مراکز تحقیق هنرکده‌ای شوند که صنعت را نقاشی کنند و این‌همه در سازمان عاقلی جمع باشد که هدایت مملکت نشئت گرفته از ا و شود که ما آن را تحت عنوان سازمان تکنولوژی کشور پیشنهاد کرده‌ایم و شهرهای تحقیقات را وابسته و مکمل آن می‌دانیم. 
اولین آثار مدیریت علمی، همسوئی توالی‌بار در مملکت است که به‌زعم ما استوار بر مباحث فنی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. چراکه تا شدن یا نشدن مطلب روشن نشود، به چه قیمتی معنی ندارد، و به‌شرط شدن است که باید معلوم گردد چه قیمتی و سپس مصلحت‌سنجی گردد و آنگاه انطباق آن با فرهنگ مشخص گردد و معلوم شود که آیا منطبق است یا از باب «اکل میته». 
جایگاه مجتمع فولاد مبارکه در مدیریت علمی یک باید فنی مملکت است که در هر شرایطی باید سریعاً به تولید برسد تا نقش خود را در جامعه ایفاء کند. جامعه ناگزیر از انتخاب صنعت است که اگر مدیریت علمی انتخاب نکند برای او انتخاب خواهند نمود.

ورود صنایع گوناگون از یک رشته علاوه بر سوق دادن رفتار جامعه به فرهنگ‌های متفاوت که بحث آن خواهد شد، حرکت در سطوح تکنولوژی متفاوت است که هنرکده را تبدیل به بازار مکاره می‌کند و در آن هرگونه اتفاقی برای مدیریت طبیعی است.
اشتغال بالا می‌رود ولی با تصاعد منحنی اشتغال راندمان نیروی انسانی در تولید ناخالص ملی به نرخ جهانی پائین می‌آید.

قیمت بالا می‌رود ولی کیفیت پائین می‌آید. شرط نجات از این وضع انتخاب موقت یک سطح تکنولوژی است تا هنرکده سازمان تکنولوژی کشور هدایت جامعه را در دست گیرد.
انتخاب سطح تکنولوژی جز در صنایع مادر و استراتژی که فرآیند همه صنایع باشد میسور نیست و این صنعت در دنیا فولاد و بالاترین آن صنعت فولاد تخت است.
 گفتیم صنعت ابزار اعتلای فرهنگ است و دنیا جز بدین منظور از تکنولوژی استفاده نکرده است. ما فرهنگ را ممزوجی از جغرافیا و مذهب می‌دانیم و این‌دو که یکی شرایط مکانی و دیگری شرایط انسانی ما را تشکیل می‌دهد، محورهای سازنده رفتار، سنت‌ها، آداب‌ورسوم ما هستند.
هر فرهنگی دارای شاخصی است که صنعت ابزاری می‌شود برای اعتلای آن، 
مثلاً در فرهنگ یهود شاخص اقتصاد است و لذا صنعت ابزار اعتلای نظـام سرمایه‌داری است و در جهان کمونیسم پرولتاریا شاخص است و صنعت ابزار اعتلا و حاکمیت او می‌گردد.

لذا وقتی صنعت انتخاب می‌کنی نه به معنای انتخاب ماشین است بلکه انتخاب یک شاخص فرهنگی است و چگونه می‌توان از جامعه‌ای که صنایع مختلف را برای او انتخاب کرده‌اند انتظار انسجام فرهنگی داشت. چگونه از کشاورزی که از بیل و گاوآهن و نهایت تراکتور استفاده می‌کند و شکل راه رفتن او فشار بر بیل است و دست‌های او آهنگ ضربه بر گاو و خر و نهایت تعویض دنده تراکتور است.

انتظار حرکات پزشک جراح ماست که با فضای غیرآلوده به گردوغبار ممارست داشته است.
الگوی زیست متفاوت که همان اختلاف طبقاتی است ریشه در انتخاب و کار با صنایع گوناگون دارد.
مثالی دیگر تا منظور روشن‌تر گردد: 
معماری یک شهر یا تکنولوژی شهرسازی که همان هنر به‌کارگیری علم در چگونه برپائی شهر است نقش اساسی در الگوی زیست و در زیرمجموعه آن‌که الگوی مصرف و رفتار باشد دارد.
وقتی معماری شهر به‌گونه‌ای است که اتاق خانه و حیاط آن بر او محرم نیست. چرا هتک حرمت حجاب قبح باشد. چه انتظار حجاب از زنی که در خانه و آشپزخانه همسایه نامحرم او را می‌بیند؟ و با کدام شلاق می‌شود زن را در طول عمر در زندان برد.

اتاق‌خواب پرده، پذیرائی پرده، آشپزخانه پرده. پس می‌بینید که علت بدحجابی ریشه در معماری شهرهای ما دارد و به‌عبارت‌دیگر این معماری شهرهای ساخته و توسعه‌یافته در طول ۵۰ سال حکومت طاغوت است که بدحجابی را بر فرهنگ جامعه تحمیل کرده است. یکی از دوستان معماری سنتی در باب یکی از شهرک‌های صنعتی معماری شده توسط همکلاس توده‌ای‌اش می‌گفت در همین دانشگاه هنرهای زیبا گفته است من در معماری این شهر کاری کردم که ریشه ارتجاع برای همیشه ازبین برود. شما می‌دانید قبل از انقلاب این اصطلاح را برای فرهنگ اصیل اسلامی به‌کار می‌بردند و نیز امروز آمار فجایع در این شهر باوجود همه کنترل‌ها بیشترین است.
ریشه سردرگمی جامعه ما مربوط به این است که ما هنر به‌کارگیری علم را نداریم و لذا از صنایع گوناگون که سطح تکنولوژی متفاوتی دارد استفاده کرده‌ایم و این صنایع به ما رفتاری داده است که با فرهنگ اصیل ما که ریشه در اسلام و ملیت ما دارد متفاوت است. حال که می‌خواهیم به فرهنگ خود برگردیم در کلافی سردرگم گیر کرده‌ایم. 
توالی مدیریت گذشته بعد از انقلاب (به‌ترتیب) سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و فنی بود، درحالی‌که بار مملکت بر توالی فنی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی استوار است و لذا دو مقوله فنی و اقتصادی که در مراتب اول و دوم هستند توسط رده سوم و چهارم مدیریت دیده می‌شد که موردقبول نبود. امروز وقت آن است که گره مملکت با نگرش فنی بازگردد. 
اگر سطح تکنولوژی را به‌طور موقت انتخاب نکنید قانون‌گذار ما نمی‌داند چگونه قانون وضع کند، چراکه سطوح تکنولوژی متفاوت قانونمندی‌های متفاوتی دارد.
شما فولاد مبارکه را انتخاب کرده‌اید یا کرده‌اند. قانونمندی حاکم بر قرارداد آن از نظام کلید در دست است و روی این اصل طول زمان چهار سال انتخاب شده است.

در قرارداد کلید در دست نظام کشتیرانی، بنادر، گمرک، حمل‌ونقل، جاده، پل، بیمه، تونل بر اساس استاندارد و تجارب بین‌المللی است، اما نظام کشتیرانی اولاً یک اجبار و ثانیاً ازنظر قیمت و زمان و تعهد خسارت از آئین‌نامه مصلحت خود تبعیت می‌کند.

بندر روش تخلیه خود را دارد، گمرک آئین‌نامه خود، حمل‌ونقل بر اساس نظام پایانه فلسفه توزیع عادلانه کالا بین رانندگان را اساس کار می‌کند درحالی‌که بار مجتمع زود، تند، درست باید روی فونداسیون نصب گردد.

نظام حمل‌ونقل مملکت گاراژداری است ولی طبیعت بارهای مجتمع مهندسی است، پل و تونل در مملکت برای بارهای غیر صنعتی است و لذا بار مجتمع از کوره‌راه‌های قدیمی و با قیمت چندده برابر و طول زمان بیش از یک سال حمل گردیده است. 
قرارداد مجتمع قیمت دلاری و ریالی معینی با زمان معین دارد.

تعهدات ایرانی در زمان مشخصی باید انجام شود اما نظام گشایش اعتبار بودجه‌بندی ازنظر سازمان برنامه‌وبودجه و قانون‌گذار روش خاص خود را دارد و رابطه‌اش با قانونمندی یک پروژه صنعتی و قرارداد بین‌المللی قطع است.

نظر کارگری ما فلسفه اشتغال و استمرار و استقرار آن را در یک نقطه دنبال می‌کند و کارفرما جریمه نقض استمرار کار تا سر حد سالی چهار ماه باید بپردازد، ولی طبیعت پروژه برپائی، ساختن و برچیدن و هجرت است.
حجم و تکنولوژی، این پروژه را بشدت تخصصی کرده است و در کشورهای صنعتی برای تخصص، قانون حقوق و دستمزد وجود ندارد و توافق طرفین بر آن حاکم است، اما نظام حقوق و دستمزد در مملکت ریشه در تحصیل، سابقه کار، دوری از مرکز و بدی آب‌وهوا دارد و هرگونه استخدام و آگهی منوط به مجوز از برنامه‌وبودجه، سازمان استخدام کشوری، اداره کار و اداره ارشاد است تا در روزنامه چاپ شود.
اجرای پروژه‌های صنعتی و پیچیده دارای مجهول‌های زیادی است که به‌صورت دینامیک و در حین کار روشن می‌گردد و لذا لازم است یکی به‌عنوان حرف آخر بزن روی کار باشد، اما در نظام ما جایگاهی برای این مقوله نیست و از شورا و انجمن اسلامی و حراست و گزینش تا همه ارگان‌های سیاسی و اجرائی مثل شهردار، بخشدار، فرماندار، استاندار، مدیران و کارشناسان وزارتخانه مربوطه و برنامه‌وبودجه، بازرگانی، بانک مرکزی، نمایندگان مجلس: صنایع سنگین، نفت، گمرک، راه، بنادر، کشتیرانی، مسکن، وزارت خارجه، وزارت کار صاحب‌نظر و رأی و برابر قانون موظف به اعمال مقررات هستند و چون هر یک از این ارگان‌ها از سطح تکنولوژی دیگری استفاده می‌کنند مقررات متفاوتی دارند.
برای حل مشکل جنوب ایتالیا که ناهمگون با شمال ایتالیا بود دولت ایتالیا تصمیم گرفت با ایجاد یک کارخانه فولاد و محور قرار دادن آن منطقه را توسعه بخشد تا به تعادل اقتصادی با شمال برسد و برای این امر مسئولی با اختیارات تام تعیین کرد تا بتواند قوانینی برای ایجاد تسهیلات لازم وضع کند و با این اختیارات مقدار زیادی از سرمایه شمال را به جنوب گسیل داشت.

در یک کشور صنعتی ضریب اشتغال یک کارخانه فولاد قریب ۱۶ است اما در جنوب ایتالیا این رقم بسیار بالاتر بوده است زیرا محور، تعادل شمال با جنوب قرارگرفته است.
منظور از این مثال بیان دو مطلب بود. نخست گستردگی اثرات فولاد روی اقتصاد، راه، راه‌آهن، مخابرات، هواپیما، صنایع جنبی از ماشین‌سازی گرفته تا لباس اغذیه، کشاورزی، دام‌پروری، آب، هوا، مسکن، و غیره و این‌همه اگر با فولاد هماهنگ نگردد و در راستای آن نباشد پس چه انتظاری از تحول تحت تأثیر فولاد است و اگر انتظار هست لازم است که حرف آخر را روی همه آن فولاد بزند.

دوم که نتیجه مثال‌ها نیز هست اینکه یک کارخانه فولاد و به‌عبارت‌دیگر ورود یک سطح تکنولوژی غول‌پیکر در جنوب ایتالیا آن‌چنان تحول فرهنگی به وجود آورد که شما دیگر تفاوتی با شمال ایتالیا نمی‌بینید و فقط در کتاب‌های داستان از این تفاوت باخبر می‌شوید. 
نتیجه آنکه لازمه هماهنگ شدن نظام‌ها و قوانین و روش‌ها انتخاب یک سطح تکنولوژی است و برای نجات از کلاف پیچیده کنونی صنعت فولاد که اثرگذار بزرگی دریک کشور جهان سوم مثل ماست،

بهترین است تا ضوابط راه‌سازی قوانینش، حمل‌ونقل و نظامش، گمرک و نظامش، بنادر و نظامش، برنامه و نظامش نشاءت گرفته از او باشند که می‌تواند دارای سه خاصیت باشد:
الف) با سرعت بسیار بیشتری سازمان‌ها با یکدیگر هماهنگ می‌شوند و مدیریت بر مملکت بسیار ساده‌تر و ارزان‌تر.
ب) تناقض آثار این سطح از تکنولوژی که قاعدتاً صنعتی وارداتی است با فرهنگ ما به‌صورت یک مسئله مهم بروز می‌کند که می‌توان به حل آن پرداخت.
پ) پایه خوبی برای هنرکده یا شهر تحقیقات سازمان تکنولوژی کشور است که انشاء الله خبرگان برای الگوی زیست در اسلام تکنولوژی لازم ارائه خواهند داد.
نمونه عملی که می‌تواند ظهور این آرمان باشد کشور ژاپن است. این کشور به‌موازات نجات از بحران اقتصادی با روش تولید با هر کیفیت و به هر شکل بر نظام آموزشی خود فشاری عظیم گذاشت و مراکز تحقیقات را یکی پس از دیگری به وجود آورد و بدین ترتیب در شهرهای تحقیقات صاحبان علوم مختلفه با ممارست و روش‌های سعی و خطا تکنولوژی یا هنر به‌کارگیری علم که ریشه در فرهنگ خود آنان داشت به دست آوردند و از آن صنعتی ساختند که دین‌شان را اعتلاء بخشید، اقتصادشان را اعتلاء بخشید، رفتارشان را اعتلاء بخشید، تجارتشان را اعتلاء بخشید، کشاورزی را و هر آنچه در زیرمجموعه الگوی زیست قرار می‌گیرد را اعتلاء بخشیدند. 
امروز اصلاح قوانین ژاپن از این نقاط مایه می‌گیرد، تنها مردم نیستند که به آفتاب و محیط‌زیست احترام می‌گذارند، بلکه صنعت ژاپن هم به محیط‌زیست احترام می‌گذارد.
وجود کارخانه فولاد در وسط یک شهر در ژاپن تناقض با محیط‌زیست ندارد، چراکه آن‌ها با روپوش سفید و دستکش سفید، در راه‌پله‌هایی با نرده سفید و در مسیری با خط‌کشی سفید و کلاه‌سفید که درون آن کلینکس سفید قرار داده‌اند در کنار کوره بلند و کک‌سازی که کثیف‌ترین نقطه یک کارخانه فولاد است کار می‌کنند و وقتی بیرون می‌آیند روپوش آن‌ها از روپوش پرستاران ما بسیار تمیزتر است.
شما اگر در خیابان‌های ژاپن راه بروید متوجه نمی‌شوید کی دکتر است و کی کشاورز، کی با تحصیلات بالا و کدام تحصیلات پایین؛ چراکه همه از یک سطح تکنولوژی و منطبق بر فرهنگ استفاده می‌کنند و لذا یک رفتار دارند. هم در پزشکی، هم در کشاورزی، هم در صنعت، هم در نجوم از اشعه لیزر استفاده می‌کنند، از پلاسما نیز همسان در پزشکی و صنعت استفاده می‌شود.
کوبه و نیپون دو شرکت فولاد و به لحاظ خصوصی بودن رقیب هستند. اما هیچ سطحی از تکنولوژی یا نظامی مترقی در کوبه وجود ندارد که در نیپون نباشد، زیرا هر دو مراکز کامپیوترشان به مرکز تحقیقات در شهر تحقیقات متصل است و هر دو از مادر یکنواخت تغذیه می‌کنند و یا به مادر کمک می‌کنند.
این استفاده همگانی از یک سطح تکنولوژی کفایت خانه ۶۰ متری را برای یک خانواده ژاپنی مقرر ساخته است، مواد غذائی آماده و بسته‌بندی‌شده در مقیاس یک وعده او را قانع به آشپزخانه ۲ متری و یخچال سه فوتی نموده است.
ژاپن هیچ‌وقت تعطیل نیست و روزهای یکشنبه که ادارات و کارخانجات تعطیل هستند همه مغازه‌ها برای تأمین مایحتاج باز هستند و هر صنف روزی از هفته را تعطیل می‌کند که اکثریت بکارند، لذا از امکانات خاص تعطیلی همواره استفاده می‌شود.
در ژاپن ماشینی که دود کند یا تصادفی باشد در خیابان نمی‌بینی، زیرا برابر قانون عمر ماشین ۵ سال، بیمه بدنه شده و تعمیرکار آن مشخص است.

اگر ماشین دود کند یا تصادفی باشد مکانیک و بیمه مواخذه می‌گردد.

بیمه وقتی ماشین تصادف کند، ماشین موقتی در اختیار صاحب ماشین قرار می‌دهد.

اگر تغییری باعث رکود صادرات ژاپن گردد با یک قانون عمر ماشین‌ها سه سال می‌گردد و پروژه‌های عمرانی از فایل‌ها بیرون می‌آید، به‌طوری‌که کارخانجات انگیزه‌ای برای صادرات ندارند.

این‌همه نظام به‌هم‌پیوسته مدیون استفاده از یک سطح تکنولوژی همگانی است. مجتمع فولاد مبارکه اگرچه دیر و به قیمت گران اما در بستری قرار دارد که امید می‌رود صورت‌مسئله را دریافته و در مسیر حل آن است. 
نظام‌های اطلاعاتی مجتمع در جریان تمرکز است اعم از اداری، پرسنلی، آموزشی، تدارکات، سفارشات، انبار، تجهیزات، مالی، حقوقی و قرارداد، مدارک و اسناد و دبیرخانه که مکانیزه نیز هست. نظام‌های سرویس و اجرائی و خدماتی مثل حمل‌ونقل، ایمنی، خدمات، رستوران، ایاب‌وذهاب، اجرای کار، بهداشت حرفه‌ای از یک سطح تکنولوژی استفاده می‌کنند و بعضاً مکانیزه. برای همگون کردن خود با نظام‌های بیرونی دارای تشکیلاتی است که متأسفانه به علت مشکلاتی که فوقاً عرض شد تقریباً با همه ارگان‌ها درگیر شده است.

با مسکن به لحاظ نظام و ضوابط شهرسازی، با راه به مناسبت ضوابط راه‌سازی، نظام راه‌آهن، نظام پایانه در حمل‌ونقل، با نفت به لحاظ نظام فروش نفت، با برنامه بودجه به لحاظ نظام بودجه‌بندی و سیستم پروژه‌ای، با بانک مرکزی به لحاظ نظام گشایش اعتبار و چک ارزی و گشایش نقدی، با گمرک به لحاظ نظام ترخیص، با اداره کار به لحاظ قوانین کار و صدور پروانه کار، با شرکت ملی فولاد به لحاظ آئین‌نامه شرکت، با بازرگانی به لحاظ مهر عدم ساخت و ثبت آماری، با محیط‌زیست به لحاظ عدم پذیرش رسمی مجتمع در نقطه استقرار، با برق به لحاظ عدم قانونمندی نظام توزیع برق و مصرف‌کننده‌ها، با مخابرات به لحاظ عدم انطباق سیستم، با وزارت صنایع سنگین به لحاظ ساخت داخلی و با نظام‌های سیاسی و اطلاعاتی به لحاظ محور قرار دادن نظام و نظر خود. 
گرچه ساخت مجتمع ان شاءالله به موقع و مطابق برنامه انجام میشود، اما برای بهره برداری مداوم برابر ظرفیت اسمی و حتی بیش از آن در طول عمرش انطباق نظامها شرط لازم است.
و نیز پیام من به همه صالحان و بر مسند نشستگان این است که مدیریت علمی برتوالی فنی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به‌عنوان اولین شرط و انتخاب سطح تکنولوژی با توصیه فولاد تخت به‌عنوان موقت دومین شرط و ایجاد شهر تحقیقات در زیرمجموعه سازمان تکنولوژی کشور تا هدایت علمی و هنر به کاربری علم را در دست گیرد را به‌عنوان آخرین شرط برنامه توسعه کشور در انقلاب جمهوری اسلامی ایران می‌دانم. والسلام.

منتشرشده در علم و پیشرفت
برچسب‌ها

 

فولاد مبارکه فراتر از اعداد و ارقام، بر پایه «شفافیت»، «قانون‌مداری» و «اعتماد متقابل» بنا شده است. نگاهی به هرم اشتغال‌زایی این مجموعه، ابعاد حماسی این حضور را عیان می‌کند؛ جایی که ۱۲ هزار نیروی مستقیم و ۲۰ هزار بازوی پیمانکاری، چرخ‌های تولید را می‌چرخانند تا در امتداد این زنجیره، بیش از ۴۰۰ هزار فرصت شغلی غیرمستقیم در گستره ایران‌زمین خلق شود. این یعنی فولاد مبارکه، سفره‌ای به وسعت یک ملت گسترانیده است.

در عرصه تولید، روایتِ این مجتمع، روایتِ صعود به ناممکن‌هاست. مسیری که در سال ۱۳۷۱ با رؤیای ۲.۴ میلیون تن آغاز شد، در سال ۱۳۸۴ از مرز ۴.۲ میلیون تن گذشت و با شتابی خیره‌کننده در سال ۱۳۹۶ به ۶.۵ و در ۱۳۹۹ به ۷ میلیون تن رسید و امروز، با تکیه بر دانش بومی، تولید از مرز ۷ میلیون و ۳۰۰ هزار تن عبور کرده است. این شکوه، زمانی به اوج می‌رسد که بدانیم نگاه توسعه‌ای شرکت، از حصار دیوارهای فیزیکی فراتر رفته و با استراتژی توسعه پایدار و متوازن در پهنه جغرافیای کشور، مجموع تولید فولاد خام در گروه فولاد مبارکه را در سال ۱۴۰۴ به بیش از ۱۰ میلیون تن رسانده است.

تحول در حوزه مسئولیت‌های اجتماعی داستانی متفاوت دارد. دورانِ کمک‌های مقطعی و قطره‌چکانی به سر آمده و اکنون استراتژی حاکم بر فولاد مبارکه، اجرای پروژه‌های هدفمند و زیربنایی با اولویت توانمندسازی جوامع محلی و استان است. سرمایه‌گذاری بر تخصصِ جوانان همان مناطق، تبدیلِ ظرفیت‌های بالقوه به ثروت‌های بالفعلِ انسانی است. این یعنی بلوغ در مدیریت اجتماعی.

فولاد مبارکه امروز ردای «تولیدکننده صرف» را از تن به در کرده و در قامت یک «صنعتِ صنعت‌ساز» و پیشران فناوری ظاهر شده است. سرمایه‌گذاری در حوزه‌های نوآوری، کشور را در مسیر عبور از وابستگی‌های تکنولوژیک یاری داده است. در جهانی که چالش انرژی و بحران‌های زیست‌محیطی، بقای صنایع را تهدید می‌کند، این شرکت با پیش‌دستی در خودتأمینی برق، آب و گاز و همچنین توسعه معادن، امنیت تولید را تضمین کرده است. فراتر از آن، حرکت به سمت «فولاد سبز» و کاهش ردپای کربن، جایگاهی رفیع‌تر از بسیاری از قدرت‌های جهانی برای این مرزوبوم به ارمغان آورده است.

اوج این حماسه در تنوع محصولات و گریدهای خاص نهفته است. در بدو راه‌اندازی، تنها ۷۱ گرید در سبد تولید تعریف شده بود، اما امروز با تکیه‌بر نبوغ متخصصان داخلی، این عدد در سال ۱۴۰۴ به عدد خیره‌کننده ۳۶۹ گرید رسیده است. در بخش کلاف‌های سرد نیز ارتقای گریدها از ۸ به ۸۴، معنایی جز بی‌نیازی از واردات، صیانت از ارز ملی و اقتدار در بازارهای جهانی ندارد. سرمایه‌گذاری‌های هدفمند در حوزه لجستیک ریلی و جاده‌ای نیز، این زنجیره ارزش را به دورترین نقاط متصل کرده است.

بیست‌و‌سوم دی‌ماه، روز بازخوانیِ این تاریخِ پرافتخار است. مسیری که پیموده شده گواهی است بر این حقیقت که هر جا همتِ ایرانی با دانشِ روز و مدیریت متعهد گره بخورد، بن‌بستی وجود نخواهد داشت. آفتابِ امید در افقِ فولاد مبارکه دمیده است و این راه، با اتکا به ایمانِ پولادینِ مردان و زنانش، تا فتح قله‌های نوین فناوری و اقتصادی، پرقدرت‌تر از همیشه ادامه خواهد داشت.

ایرانِ فردا، بر شانه‌های استوارِ چنین صنعتی تکیه زده است.

منتشرشده در اقتصاد
برچسب‌ها

 

آنچه با شکل‌گیری فولاد مبارکه در ایران رخ داد، پیش‌تر در کشورهای دیگر هم اتفاق افتاده بود.

بسیاری از کشورها در فرایند صنعتی شدن، کار خود را با صنایع بزرگ شروع کردند؛ یعنی یک صنعت به‌عنوان یک پیشران جلو می‌افتاد و بقیه را نیز به دنبال خود می‌کشاند تا تحول صنعتی در آن کشورها اجرایی شود و به ثمر بنشیند.

عمدتاً هم کشورهای صنعتی در سال‌ها و دهه‌های قبل، «صنعت فولاد» را در این زمینه محور فعالیت خود قرار داده بودند.

در کل اروپا صنعت فولاد صنعت پیشران بود، مثلاً همان واحدی که به‌عنوان مرکز آموزشی فولاد مبارکه در ایتالیا انتخاب شد، یک واحد 10 میلیون تنی تولید فولاد بود.

این واحد در جنوب ایتالیا و در ناحیه‌ای که از لحاظ اجتماعی نسبتاً توسعه‌نیافته بود قرار داشت و حتی به‌نوعی مرکز مافیای ایتالیا در آن زمان به‌ حساب می‌آمد.

ازاین‌رو با ایجاد صنعت فولاد در آن منطقه، تلاش شده بود سطح اجتماعی منطقه ارتقا یابد تا به‌جای آنکه بستری برای آسیب‌های اجتماعی باشد، مبدأ تحولات اقتصادی شود و این امر هم عملاً با آن کارخانه فولادسازی محقق شده بود. 
در ایران نیز چنین دیدگاهی درباره  فولاد به‌عنوان موتور پیشران صنعتی‌سازی از دهه‌های پیش وجود داشت و ذوب‌آهن در اواخر دهه 1340 و اوایل دهه 1350 تا حدودی با همین دیدگاه شکل گرفته بود؛ اما چون محصولات آن فولادهای ساختمانی بود، با وجود تأثیر در صنایع زیرساختی و ساختمانی، نمی‌توانست چندان تحولی در زنجیره صنعت ایران به وجود آورد. صنایع مختلفی مصرف‌کننده ورق‌های فولادی هستند، مثل لوله‌سازی، سازه‌، مخازن، کشتی‌سازی، اتومبیل‌سازی، لوازم‌خانگی و بسیاری صنعت دیگر؛ ازاین‌رو فولاد مبارکه بهتر می‌تواند بر روند صنعتی شدن کشور اثر بگذارد.
در کشور ما هم قرار بر این بود که فولاد مبارکه محور توسعه باشد.

شروع کار این کارخانه با انقلاب هم‌ز‌مان بود و این دو اتفاق بسیار به هم کمک کرد.

از منظر اداره کشور، اجرای پروژه فولاد مبارکه نه‌تنها در پی ایجاد الگویی برای تحول صنعتی در ایران بود، بلکه مدیران آن هم به‌نوعی برای به عهده گرفتن این امر مهم که محور توسعه صنعتی کشور قرار می‌گرفت، آماده می‌شدند.
مدیران آن زمان پروژه فولاد مبارکه این امر را اصلی‌ترین هدف پروژه قرار داده بودند و آن را به‌عنوان چشم‌انداز در عبارت «کم‌ارزش‌ترین محصول فولاد مبارکه فولاد است» مطرح می‌کردند؛ به این معنا که این واحد قرار است فولاد تولید کند، اما تولید فولاد بزرگ‌ترین هدف ما نیست.

بزرگ‌ترین هدف ما این است که صنعت کشور را متحول کنیم یا به تعبیری «صنعت‌ساز» شویم.

در واقع فولاد مبارکه می‌خواست هم در حین ساخت زیرساخت‌های لازم را توسعه دهد و هم صنایع بالادست و پایین‌دست خود را تقویت کند.
کارشناسان معتقدند به‌ازای هر یک نفری که در صنعت فولاد کار می‌کند، برای 25 نفر در خارج از صنعت فولاد اشتغال ایجاد می‌شود.

حوزه‌های آب، برق، گاز، مواد اولیه و انرژی به‌علاوه مجموعه معدن و مواد مصرفی و همچنین صنایع مصرف‌کننده محصولات فولادی، همه و همه در بالادست و پایین‌دست صنعت فولاد فعال می‌شوند؛ بنابراین به لحاظ روانی و انگیزشی، وقتی این صنعت به وجود آید و یا فعالیت خود را گسترده کند در صنایع دیگر هم جنب‌وجوش و نوعی خودباوری ایجاد می‌شود.

طبیعی است که همه فکر کنند حالا که این صنعت در کشور ساخته شده و به‌عنوان ورودی فعالیت می‌کند، پس ما هم خواهیم توانست صنعت موردنظرمان را ایجاد کنیم.
یکی از دلایل عمده برای اینکه یک صنعت، اقتصادی عمل کند این است که مواد اولیه موردنیازش در نزدیکی آن صنعت وجود داشته باشد؛ بنابراین صنایع زیادی در پایین‌دست با دسترسی به ورق‌های فولادی می‌توانستند صرفه اقتصادی داشته باشند.

معادن و سایر تأمین‌کنندگان نیز در بالادست وقتی می‌دیدند مصرف‌کننده بزرگی مثل فولاد مبارکه وجود دارد که در آینده به‌صورت دائم خواهان محصول آن‌هاست، انگیزه پیدا می‌کردند که آن‌ها هم محصول تولید کنند تا مواد اولیه و مواد مصرفی فولاد را تأمین کنند.
زمانی که فولاد مبارکه در مرحله ساخت قرار گرفت، به‌وضوح مشخص بود که این پروژه در جای‌جای کشور در حال تأثیرگذاری است.

وقتی می‌خواستیم تجهیزات و ماشین‌آلات را بیاوریم و نصب کنیم، در بخش بزرگی از طول مسیر، باید جاده می‌ساختیم و این کار را کردیم. در موردی دیگر، از آنجا که کارخانه به گاز نیاز داشت، در یک مسیر طولانی زیرساخت‌های انتقال گاز ایجاد کردیم و از برکت این خطوط، شهرهای اطراف هم به این نعمت دسترسی پیدا می‌کردند.

تأمین آب و برق و راه‌آهن فولاد مبارکه هم به همین ترتیب بر زیرساخت‌های کشور تأثیر گذاشت.

زمانی که این صنعت در حال شکل گرفتن بود، پیمانکاران از صفر شروع می‌کردند و با این صنعت پرورش می‌یافتند.

بسیاری از این شرکت‌های پیمانکار اصطلاحاً با یک کیف سامسونت خالی به فولاد مبارکه ‌آمدند و به‌مرور دانش و تجربه پیدا کردند؛ تا جایی که بعدها توانستند کارهای مشابه را به‌سادگی انجام دهند.

در زمان ساخت فولاد مبارکه ما در یک جوشکاری ساده هم مسئله داشتیم.

وقتی می‌خواستیم قطعاتی را که از خارج وارد کرده بودیم با جوش به هم وصل کنیم، هراس داشتیم که نکند در جوشکاری اشتباهی مرتکب شویم و پروژه یک سال به عقب بیفتد، چون باید دوباره آن تجهیز را از خارج وارد می‌کردیم.

جوینت‌تیم؛ شیوه معقولانه برای فراگیری صنعت
یکی از کارهای خوبی که در فولاد مبارکه شکل گرفت تشکیل «جوینت تیم» یا تیم‌های مشترک ایرانی-خارجی بود.

قرارداد از ابتدا به‌گونه‌ای بسته شده بود که همه‌جا حضور ایرانی‌ها الزام داشته باشد تا ما به‌گونه‌ای صنعت را فرابگیریم که دفعه‌های بعد برای توسعه‌ها و برای ایجاد کارخانجات مشابه، خودمان محوریت کار را در دست داشته باشیم و حداکثر ساخت داخل را انجام دهیم.

این موضوع به‌خوبی اجرا شد و الآن عمده قطعات موردنیاز فولاد مبارکه در داخل تولید می‌شود و پیمانکاران ایرانی این توانایی را پیدا کرده‌اند که موارد مشابه را بسازند.

در این خصوص، کارخانه‌هایی که برای پشتیبانی چنین صنعتی نیاز است عمدتاً در کشور ایجاد شده، گرچه هنوز هم وابستگی‌هایی به خارج از کشور هست که باید به‌مرور حل شود.
ما در فولاد مبارکه برای اینکه فرایندهای صنعتی را فرابگیریم، حتی در نصب تجهیزات هم از همان آغاز، عاملیت کار را خود به دست ‌گرفتیم.

قرارداد خرید تجهیزات در دهه 60 به‌صورت FOB بود؛ یعنی در بندر خارج از کشور، آن‌ها را روی عرشه تحویل می‌گرفتیم. از آنجا تا زمان راه‌اندازی به عهده خودمان بود و همین باعث یادگیری پیمانکاران داخلی می‌شد.

ممکن بود کمک بگیریم، ولی کمک مشورتی بود، نه عملیاتی.

خودمان حتماً در عملیات درگیر می‌شدیم و یاد می‌گرفتیم. اینکه می‌گوییم فولاد مبارکه موتور توسعه بوده است به این معنا نیست که فقط یک صنعت بزرگ ایجاد کرده تا همه بیایند و ببینند ما چه صنعتی راه انداخته‌ایم، بلکه به این معناست که در حین ایجاد آن، عوامل لازم برای توسعه کشور به وجود آمد و درگیر کار شد.
من همواره در دوران کاری‌ام در جوینت‌تیم، با کسانی که بهتر و بیشتر از من در صنایع مختلف کار کرده‌ بودند همکاری کردم تا کار یاد گرفتم.

زمانی که می‌خواستیم سیستم‌های بهره‌برداری فولاد مبارکه را ایجاد کنیم، قرارداد جوینت‌تیم بستیم تا سیستم‌ها را پیاده کنند و ما هم کنار آن‌ها کار را یاد بگیریم؛ یعنی یک نفر از ما و یک نفر ایتالیایی کنار هم قرار می‌گرفتیم و کار را انجام می‌دادیم.

ممکن بود در ابتدای امر من 5 درصد کار را انجام دهم و پارتنر من 95 درصد را، ولی همین 5 درصد بسیار ارزشمند بود، چون من احساس می‌کردم مسئولیت 50 درصد این تصمیم من هستم و سعی می‌کردم حداقل از او خوب یاد بگیرم.

زمانی که ما ایتالیا آموزش می‌دیدیم، از دولت به ما دستور دادند که حین همین آموزش، فکر توسعه دوبرابری ظرفیت فولاد مبارکه باشید و باید از همان‌جا طراحی برای توسعه را آغاز کنید.

این قضیه به من مربوط می‌شد. ما نشستیم و طرحی نوشتیم. شاید 95 درصد کار را او انجام داد، ولی من خودم را درگیر کردم؛ مثلاً در محاسبات دخالت می‌کردم که بفهمم چگونه به اعداد نهایی می‌رسند تا این میزان توسعه به‌ازای اضافه کردن تجهیزات صورت بگیرد.

تکنولوژی؛ برگ برنده فولاد مبارکه
عمده مسئولیت من در فولاد مبارکه در سمت معاون تکنولوژی بوده است.

بیش از 15 سال معاون مدیرعامل‌های مختلف در بخش تکنولوژی بوده‌ام و فکر می‌کنم همین تغییر نکردن برای فولاد مبارکه خوب بود و باعث ‌شد بتوانیم کارهای قبلی را ادامه دهیم.

شعار ما درخصوص تکنولوژی این بود که باید از تکنولوژی جاافتاده و به‌روز استفاده کنیم، به این معنا که سعی می‌کردیم اصل کار تولید را بر مبنای تکنولوژی‌هایی که امتحان خودشان را پس داده بودند و درعین‌حال به‌روز بودند بنا کنیم، نه تکنولوژی‌های قدیمی و نه تکنولوژی‌های در مرحله پروتوتایپ.

البته کارهای تحقیقاتی و ارتباط با مراکز علمی تحقیقاتی هم همواره در دستور کار معاونت تکنولوژی بود.
در صنایع تکنولوژی‌محور مثل فولاد چیزی نمی‌تواند جای تکنولوژی را بگیرد. مثلاً اتوماسیون را در نظر بگیرید.

وقتی فولاد مبارکه می‌خواست اتوماسیون را ایجاد کند، عده‌ای می‌گفتند شما ضد اشتغال هستید.

البته راست هم می‌گفتند، چون اتوماسیون تعداد نفرات را کم می‌کند، ولی دو جنبه مهم دارد: یکی اینکه صنعت را تداوم می‌بخشد و اقتصادی می‌کند و کار را سهولت می‌بخشد؛ دیگر اینکه خود اتوماسیون اشتغال زیادی ایجاد می‌کند. مثلاً صنعت ارتباطات و اینترنت را در نظر بگیرید؛ در ابتدای امر تصور می‌شد لااقل در حوزه حمل‌ونقل ضد اشتغال عمل می‌کند، ولی حالا می‌بینیم تاکسی‌های اینترنتی اشتغال بسیار زیادی در حوزه حمل‌ونقل ایجاد کرده‌اند و توانسته‌اند تحول بزرگی ایجاد کند.
صنایع بزرگی همچون فولاد مبارکه با اهدافی چون پیشرانی صنعت، باید بتوانند همگام با تکنولوژی و به‌صورت اقتصادی عمل کنند، در غیر این صورت نمی‌توانند الگویی برای دیگر صنایع باشند.
فولاد مبارکه در کشور شرکت‌هایی ایجاد کرد که هرکدام برای یک حوزه صنعتی، به‌صورت تخصصی عمل کنند.

برای اتوماسیون نیز فولاد مبارکه شرکتی ایجاد کرد تا با اجرای آن، این شرکت بتواند در اتوماسیون صنعتی به تخصص موردنیاز صنعت در ایران پاسخ دهد. 
اگر بخواهیم روندهای فولاد مبارکه را در این 33 سال بررسی کنیم، باید به چند دوره که لزوماً آغاز یکی پایان دیگری نبود، اشاره کرد: یکی «دوران ساخت» بوده که تمرکز آن دوران بر این بود که صنعت فولاد را با نگاه صحیحی ایجاد کنیم. نگاه صحیح «نگاه به آینده» بود؛ یعنی مرحله ایجاد کردن تنها زمانی می‌توانست درست طی شود که مسائل دوران بعد، یعنی «دوران بهره‌برداری» در نظر گرفته می‌شد و برای حل آن از همان دوره ساخت تمهیدات و برنامه‌های لازم پیش‌بینی می‌گردید.

پس در دوران ساخت باید نگاه به بهره‌برداری می‌بود. در واقع، شاه‌بیت ساختار فولاد مبارکه یک معاونت تکنولوژی با «نگاه به آینده» بود.

من به‌عنوان معاونت تکنولوژی در خط تولید 400 پرسنل داشتم،

ولی وظیفه اصلی من نگاه به خط تولید نبود، بلکه وظیفه اصلی من نگاه به آینده فولاد مبارکه بود.

یعنی اینکه زمانی که داریم بهره‌برداری می‌کنیم، نگاه ما به پنج سال آینده باشد و به این امر متمرکز شویم که آیا بهره‌برداری فعلی جواب پنج سال آینده را خواهد داد یا خیر. اتفاقاً ما به این نتیجه رسیدیم که اگر این نگاه را نداشتیم، حتماً عقب می‌افتادیم.

این امر باعث شد زمانی که همه محصولات ما، فارغ از کیفیتش، متقاضی بیش از ظرفیت داشت و با تمنای بسیار از ما حواله محصول می‌خواستند، ما با نگاه آینده به فکر افزایش کیفیت بودیم و آینده‌ای را که در آن رقابت فراوان در جریان باشد می‌دیدیم.

زمانی رسید که صنعت فولاد جهان دچار بحران شد و اگر ما در آن سال‌های پرمشتری کیفیتمان را ارتقا نداده بودیم، در آن دوره رکود فولاد جهانی نمی‌توانستیم صادرات داشته باشیم.

سال 77، سال 94 و چند برهه دیگر با همین دیدگاه و رویکرد موفق شدیم دره‌های عمیقی را پشت سر گذاریم. برخی از این دره‌ها را عمداً ایجاد می‌کردند و عمداً فضا را جوری می‌کردند که نرخ‌ها متعادل شود.

مغزافزار؛ تأثیرگذارترین ویژگی تکنولوژی در فولاد مبارکه
اگر بخواهیم تحلیل درستی از فناوری ارائه دهیم، باید بدانیم تکنولوژی سه محور اصلی دارد: سخت‌افزار (تجهیزات)، نرم‌افزار (سیستم و فرایندها) و مغزافزار (انسان‌ها).

بسیاری مواقع به‌اشتباه فکر می‌کنند تکنولوژی یعنی تجهیزات؛ چون تجهیزات بیشتر دیده می‌شود.

در نگاه سنتی تکنولوژی را با تجهیزات اشتباه می‌گرفتند و وقتی تجهیزات وارد می‌کردند، گمان می‌بردند که تکنولوژی وارد کرده‌اند.

در یک اتومبیل، بدنه و شاسی و موتور خودرو (سخت‌افزار) یک طرف است؛ نظام کنترلی‌اش (نرم‌افزار) هم که بیشتر روح اتومبیل به شمار می‌رود یک طرف است و در طرف دیگر، رکن سومی هم هست که معمولاً فراموش می‌شود و آن آدمی است که می‌نشیند پشت فرمان و نقش او بیشتر از 50 درصد است.

مثل چاقو که می‌توانی آن را دست هرکسی بدهی، ولی اگر دست آدم ناباب بدهی، از چاقو استفاده نادرست می‌کند.
تکنولوژی صنعت فولاد و صنعت پتروشیمی هم عمدتاً وابسته به مدیریتی است که می‌خواهد بر آن‌ها اعمال شود.

وقتی تجهیزات فولاد مبارکه آمد، ما تصمیم گرفتیم سیستم‌ها را نصب کنیم. این سیستم دو بخش دارد: یک بخش آن کامپیوتر و بخش دیگر نرم‌افزار است که کنترل را سریع‌تر می‌سازد و دیتاها را نگهداری می‌کند.

در مرحله بعد، باید بتوان از «دیتا» (داده) اینفورمیشین (اطلاعات) تهیه کرد و از اینفورمیشین بتوان «تصمیم درست» اتخاذ کرد. سیستم‌ها باعث می‌شوند دیتا را خوب جمع و فراوری کنید و تا رسیدن به مرز اینفورمیشین هم کمک می‌کنند، ولی از اینفورمیشن تا تصمیم‌سازی کار انسان است.

انسان‌ها را می‌گوییم «مغزافزار». مغزافزار یکی از ابعاد بزرگ تکنولوژی است و نقش این بعد بزرگ در بسیاری از سازمان‌ها فراموش شده است.
فولاد مبارکه در بخش مغزافزار بسیار موفق عمل کرد و این مهم‌ترین پیامی است که برای ایران به ارمغان آورد.

این امر باید از سوی صنعت کشور مغتنم شمرده می‌شد، ولی هنوز چندان وقعی به این دستاورد بزرگ نهاده نشده است.
پیامی که فولاد مبارکه در بسیاری از جنبه‌ها به کل کشور داد پیام «مغزافزار» و اهمیت و جایگاه آن است.

پیام این است که با تجهیزات (سخت‌افزار) شما می‌توانید کار کنید و تولید هم داشته باشید.

اگر نرم‌افزار هم بیاورید که تجهیزات را کنترل کند، بسیاری حوزه‌ها، مثل حوزه ایمنی بهتر کار می‌کند و کار در بسیاری بخش‌ها راحت‌تر می‌شود؛ ولی وقتی می‌خواهید در جهت دست‌یابی به اهدافتان از این تجهیزات بهره‌وری مناسب داشته باشید، کار، کارِ مغزافزار است.

به‌عنوان مثال، انتظار شما از یک ماشین تراش این است که تعدادی قطعه با آن بسازید.

این قطعات فقط با دستگاه قابل ساختن است و می‌توانید آن‎ها را با دستگاه بسازید. اگر از نرم‌افزار بهره ببرید، دقت و سرعت افزایش می‌یابد، ولی وقتی بخواهید مجموعه‌ای از ماشین‌آلات را برای یک هدف مشخص که یک صنعت بزرگ است به کار بگیرید، نقش انسان مشخص می‌شود.
در فولاد مبارکه تقریباً با کمترین میزان افزایش تجهیزات جدید از ابتدای راه‌اندازی کارخانه، تولید در این شرکت سه برابر شده است و از 2.4 میلیون تن آغازین به 7.2 میلیون تن فعلی رسیده است.

این بهره‌وریِ بسیار مطلوب، نه حاصل تجهیزات بوده و نه نرم‌افزار، بلکه مغزافزاری که سیستم و فرایند را جهت می‌داده و طراحی می‌کرده توانسته است این امر بسیار بزرگ را رقم بزند.

اهمیت «مغزافزار» در فولاد مبارکه یکی از مهم‌ترین پیام‌هایی است که در این روند سی‌ساله فولاد مبارکه به اقتصاد ایران ارائه داده است.

یکپارچگی؛ دستاوردی مدرن
مدرنیسم در صنعت یعنی تجهیز کوچک‌تر، سروصدای کمتر، سرعت و تولید بیشتر.

سال 56 در دانشگاه شیراز اتاقی داشتیم که یک کامپیوتر داخل آن بود و 4 خدمه داخل خود کامپیوتر کار می‌کردند و کارت‌پانچ‌ها را از این‌سوی کامپیوتر به آن‌سوی آن می‌بردند.

یعنی کامپیوتر ما یک ساختمان بود، ولی روزبه‌روز این کامپیوتر کوچک‌تر شده است.

خطوط تولید الآن فشرده و کوچک‌تر شده و واحدهای فولادسازی و نورد به هم وصل شده‌اند و محصول بین این‌ها در حرکت است.

آنچه الآن در حال کار روی آن هستند این است که ما دیگر شمش تولید نکنیم، بلکه مستقیم ورق تولید کنیم.

این کار در دنیا انجام شده و ورق‌های تاحدودی ضخیم را با این روش تولید کرده‌اند، یعنی ریخته‌گری ورق. پس تکنولوژی در تجهیز یعنی بهینه کار کردن.

تکنولوژی یعنی فیدبک در لحظه و کنترل آنی. بعد از تجهیزات، انسان هم باید مدرن شود، ولی اینجا مقاومت وجود دارد، چون می‌گویند اگر انسان‌ها مدرن شوند، با سنت‌ها همراهی نمی‌کنند، در حالی که چنین نیست. وقتی می‌گوییم انسان‌ها مدرن شوند، یعنی زودتر، بهینه‌تر و یکپارچه‌تر تصمیم بگیرند.
زمانی که در حال ایجاد سیستم‌های فولاد مبارکه بودیم، بسیاری از بخش‌ها سیستم داشتند، ولی هر سیستمِ هر بخش کار خود را می‌کرد و ارتباطات بین این سیستم‌ها ضعیف بود.

اینکه ارتباطات ضعیف تبدیل به ارتباطات قوی شود، کافی نیست؛ بلکه این‌ها در لحظه باید یکپارچه و نظام‌مند باشند. یکپارچگی یکی از کلمات باارزش در مباحث مغزافزاری و سخت‌افزاری است. یکپارچگی‌ای که بین تجهیز و مغزافزار و نرم‌افزار به وجود می‌آوریم، سیستم را شکل می‌دهد.

امری که در فولاد مبارکه به‌خوبی طراحی و اجرایی شده است.
در اقتصاد کشور هم باید یک سیستم درست کنیم. در این سیستم بانک نمی‌تواند جداگانه برای خودش، گمرک برای خودش و هر وزارتخانه هم برای خودش سیستم درست کند.

همه این سیستم‌ها باید زیرسیستم‌های یک سیستم یکپارچه باشند تا اثر همدیگر را تقویت کنند، به‌جای آنکه اثر همدیگر را خنثی سازند و یا از میان ببرند. پیامی که از فولاد مبارکه می‌توانست در کل اقتصاد کشور طنین‌انداز شود، مسئله یکپارچگی بود.
شاید عمده‌ترین ایرادی که می‌توان به پروژه فولاد مبارکه گرفت تحولاتی است که باید در صنعت ایران رقم می‌زد، ولی این تحولات به سرعتی که باید شکل نگرفت.

در پی تجربه فولاد مبارکه در کشور باید اتفاقات صنعتی بیشتر و بهتر و سریع‌تری رقم می‌خورد، ولی این امر آن‌گونه که باید پیش نرفت و شاید آموزه‌های فولاد مبارکه به‌درستی انتقال نیافت و یا شاید پیام فولاد مبارکه آن‌گونه که باید از سوی جامعه صنعت ایران شنیده نشد.

دلیل این شاید تا حدودی به مسائل و فشارهای جهانی مرتبط باشد و یا هر دلیل خارجی یا داخلی دیگری.

به هر حال آنچه مهم است این است که فولاد مبارکه در هدف اولیه‌اش همچنان استمرار و پایداری و وفاداری خود را حفظ کرده است و مجموعه‌های مدیریتی که در فولاد مبارکه ایفای مسئولیت کرده‌اند، همواره سعی کرده‌اند این محوریت را از دست ندهند و از این مجموعه به‌عنوان پایلوتی برای کل کشور صیانت کنند.

در واقع هر تحول و یا سیاستی که در فولاد مبارکه طی این سی و سه سال به دست کارکنانش اجرایی شد در ذات خود هدف کلان منافع ملی را مدنظر قرار می‌داد و اولویت اصلی‌اش نگاه ملی بود، نه محدوده فولاد مبارکه.

منتشرشده در اقتصاد
برچسب‌ها

 

به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از خبرنگار فولاد، محمدعلی شهریاری، معاون اسبق تکنولوژی فولاد مبارکه، در این یادداشت با مرور تجربه شکل‌گیری، راه‌اندازی و توسعه فولاد مبارکه از دهه ۱۳۶۰ تاکنون، نشان می‌دهد که رمز ماندگاری و اثرگذاری این بنگاه بزرگ صنعتی، نه صرفاً در تجهیزات و سیستم‌ها، بلکه در مغزافزار، یعنی سرمایه انسانی، یادگیری سازمانی و خودصنعت‌سازی نهفته است؛ رویکردی که فولاد مبارکه را به موتور تحول صنعت ایران تبدیل کرد.
فولاد مبارکه از زمان ساخت تا به امروز، ایده بزرگ، تحول‌آفرینی در کشور را به‌عنوان مأموریت اصلی خود انتخاب کرده و پیگیری این ایده در این مسیر همواره تداوم داشته است. از زمان شکل‌گیری قرارداد، دوران ساخت تا دوره بهره‌برداری و توسعه و مواجهه با مسائل و چالش‌های پرشماری که در تمام این سال‌ها با آن مواجه بوده، فولاد مبارکه همواره به آن ایده اصلی وفادار مانده است.
مدل اصلی قراردادهایی که با ایتالیایی‌ها بسته شد، از نوع EPS بود؛ قراردادی که طبق آن مهندسی (E)، تأمین تجهیزات (P) و نظارت (سوپرویژن) توسط آن‌ها و اجرا شامل فعالیت‌های ساختمانی و نصب به عهده خود ما بود.

یعنی قسمت C (یا Construction) در قرارداد با ایتالیایی‌ها نبود و کارهای ساختمانی و نصب تجهیزات بر عهده پیمانکاران خود فولاد مبارکه گذاشته شد.

درواقع قرارداد به‌گونه‌ای طراحی شده بود تا برای بخش ساختمانی و اجرای آن جداگانه پیمانکار می‌گرفتیم که عمدتاً پیمانکاران ایرانی بودند تا تمرین کنند و یاد بگیرند.

ولی مهندسی و تجهیزات و سوپرویژن بر عهده ایتالیایی‌ها قرار داشت تا هم تعهداتشان را خوب انجام بدهند و هم نظارت داشته باشند که کارهای نصب و اجرا به‌خوبی پیش برود.

همچنین قراردادها به‌گونه‌ای بسته‌شده بود که در آن مشارکت ایرانی‌ها تا جایی که ممکن بود، دیده شده بود. برای مثال دفتر جنوا که متعلق به ایران بود، طوری پیش‌بینی شده بود تا افراد ما در حین پروسه طراحی مهندسی حضور داشته باشند که زیروبم کار را یاد بگیرند و در توسعه‌های بعدی عملاً پیمانکاران ایرانی بتوانند طراحی و اجرا را هدایت کنند، آنچه امروزه تحقق‌یافته، پایه‌ریزی‌اش آن موقع انجام گرفته بود.
تمرکز دوران ساخت بر آموزش و یادگیری بود. بیش و کم حدود 100 نفر در دفتر جنوا مستقر بودند و به‌نوعی در پروژه مشارکت داشتند و حدود 1000 نفر از کارکنان فولاد نیز در طول دوران ساخت در محل‌های ساخت تجهیزات و دفتر جنوا و در تارانتو، واحد مشابه در حال بهره‌برداری در جنوب ایتالیا که بزرگ‌ترین فولادسازی اروپا در آنجا مستقر بود، آموزش دیدند.

در آن سال‌ها ایتالیا با مسائل اقتصادی فراوانی مواجه بود و بخشی از کارگاه‌های صنعتی آن کشور که در شرف ورشکستگی بودند، هر یک به‌واسطه ساخت قطعه یا تجهیزاتی برای این پروژه جانی دوباره گرفته بودند و فولاد مبارکه به‌نوعی چرخ صنایع خرد ایتالیا را به‌نوعی به حرکت درآورده بود و به همین دلیل بر سر زبان‌ها افتاده بود. باتوجه به این مسائل ایده ما این بود که باید از این پروژه طوری استفاده کنیم که در آینده در پروژه‌های بعدی چرخ صنایع خودمان به حرکت در بیاید.
ما در فولاد مبارکه برای اینکه فرایندهای صنعتی را فرابگیریم، حتی در نصب تجهیزات هم از همان آغاز، عاملیت کار را خود به دست گرفتیم.

قرارداد خرید تجهیزات در دهه 60 به‌صورت FOB بود؛ یعنی در بندر خارج از کشور، آن‌ها را روی عرشه تحویل می‌گرفتیم.

از آن موقعیت تا زمان راه‌اندازی به عهده خودمان بود و همین باعث یادگیری پیمانکاران داخلی می‌شد. ممکن بود کمک بگیریم، ولی کمک مشورتی بود، نه عملیاتی.

خودمان حتماً در عملیات درگیر می‌شدیم و یاد می‌گرفتیم. اینکه می‌گوییم فولاد مبارکه موتور توسعه بوده است به این معنا نیست که فقط یک صنعت بزرگ ایجاد کرده تا همه بیایند و ببینند ما چه صنعتی راه انداخته‌ایم، بلکه به این معناست که در حین ایجاد آن، عوامل لازم برای توسعه کشور به وجود آمد و درگیر کار شد.
ما همواره در این پروژه در قالب Joint Team، با کسانی که در صنایع مختلف کار کرده بودند، همکاری کردیم خود من در دوران ساخت به‌عنوان مسئول واحد فولادسازی، و دفتر جنوا به‌عنوان مسئول فنی خرید جوینت‌تیم تأمین قطعات یدکی و در طراحی و تدوین سیستم‌های بهره‌برداری به‌عنوان عضو کمیته راهبری به‌صورت جوینت‌تیم خیلی چیز یاد گرفتم.

زمانی که می‌خواستیم سیستم‌های بهره‌برداری فولاد مبارکه را ایجاد کنیم، قرارداد جوینت‌تیم بستیم تا سیستم‌ها را پیاده کنند و ما هم کنار آن‌ها کار را یاد بگیریم؛ یعنی یک نفر از ما و یک نفر ایتالیایی کنار هم قرار می‌گرفتیم و کار را انجام می‌دادیم.

ممکن بود در ابتدای امر من 5 درصد کار را انجام دهم و پارتنر من 95 درصد را، ولی همین 5 درصد بسیار ارزشمند بود، چون من احساس می‌کردم مسئول 50 درصد این تصمیم هستم و سعی می‌کردم حداقل از او خوب یاد بگیرم. زمانی که ما در ایتالیا آموزش می‌دیدیم، از طرف دولت به ما دستور دادند که حین طراحی مقدمات راه‌اندازی، طرح توسعه تقریباً دو برابری ظرفیت تولید فولاد مبارکه را تهیه کنیم.

این قضیه در واحد فولادسازی به من مربوط می‌شد. ما نشستیم و طرحی نوشتیم. شاید 95 درصد کار را همکار ایتالیایی من انجام داد، ولی من خودم را درگیر کردم؛ مثلاً در محاسبات دخالت می‌کردم که بفهمم چگونه به اعداد نهایی می‌رسند تا این میزان توسعه به‌ازای اضافه کردن تجهیزات صورت بگیرد.
نیروهای ایرانی که در جنوا و تارانتو آموزش دیده بودند، در دوره راه‌اندازی و بهره‌برداری عملاً کارخانه را به‌دست گرفتند. در کنار این افراد چون در هر پستی باید 4 نفر برای ۳ شیفت کاری کار کنند، یک نفر به نمایندگی از هر 4 نفر به ایتالیا فرستاده می‌شد و پس از بازگشت باید آموخته‌هایش را به سه نفر دیگر منتقل می‌کرد و آموزش می‌داد تا در هر پستی نفرات ماهر حضور داشته باشند.

مفهوم خودصنعت‌سازی
ما در فولاد مبارکه در زمان ساخت، شعاری داشتیم مبنی بر اینکه فولاد مبارکه ایجاد نشده تا فقط فولاد تولید کند، بلکه فولاد مبارکه ایجاد شده که صنعت را در کشور ایجاد کند و به این معنا «خودصنعت سازی» را در کشور شکل دهد.
در سال 1369 پیش از آنکه مجتمع به مرحله راه‌اندازی برسد، فولاد مبارکه سمیناری تحت همین عنوان خودصنعت‌سازی در دانشگاه تهران برگزار کرد. این سمینار برای این بود که می‌خواستیم ساخت داخل را تمرین کنیم. در همان سال‌ها یکی از واحدهایی که در فولاد مبارکه در حال ساخت بود را پایلوت ساخت داخل قرار داده بودیم.

واحد 28 که اتفاقاً در همان حوزه‌ای بود که من کار می‌کردم؛ واحدهای فولادسازی، ریخته‌گری و واحد 28.
واحد 28 واحد کوچکی بود که طراحی‌اش را بنا شد شرکت ایریتک انجام دهد، اسکلت فلزی‌اش را ماشین‌سازی پارس انجام دهد، تجهیزاتش را سعی کنیم داخلی باشد، مثلاً گیربکس‌ها و موتورها در ساوه انجام شد و برخی تجهیزات را از خارج خریدیم.

بعد کل این مجموعه تحت مدیریت داخلی ساخته شد. آن موقع بحث اصلی این بود که ادبیات خودصنعت سازی چیست؟

یعنی اگر ما بخواهیم خودمان صنعت بسازیم چه پارامترهایی دارد، چون تصور برخی این بود که خودصنعت سازی یعنی هیچ‌چیزی از خارج وارد نکنیم و این تعریف صحیحی از خودصنعت سازی نیست. خودصنعت‌سازی آن‌گونه که می‌خواستیم در این سمینار هم آن را تبیین کنیم به این معنی است که ما مسلط شویم بر یک دانش، بعداً شرکت‌های ایریسا و فنی و مهندسی و مجموعه توکا و شرکت‌های زیرمجموعه و سایر شرکت‌های زنجیره فولاد به همین خاطر شکل گرفت برای اینکه خودصنعت‌سازی را به منصه ظهور برسانیم. شرکت‌ها درست شد که زمانی که می‌خواهیم یک واحد جدید بسازیم، بدانیم مشخصه‌های فنی چه باشد، از چه پیمانکارانی استفاده کنیم، چه چیزهایی را در داخل بسازیم و چه چیزهایی را از خارج وارد کنیم.
افرادی که با رهبری آقای عرفانیان در دوران ساخت و سایر مدیران در دوران بهره‌برداری اینجا را اداره می‌کردند، این تمرکز را داشتند که کارمان این نیست که نهایتاً فولاد تولید کنیم بلکه کارمان بسیار فراتر از تولید فولاد بود.

همان زمان «بریتیش استیل» گفته بود این پولی که می‌خواهید بدهید فولاد مبارکه را ایجاد کنید به من بدهید تا به مدت 99 سال هر ساله به شما 3 میلیون تن فولاد می‌دهم. همین حرف آن‌ها خیلی حرف خوبی برای ما بود که ارزش کارمان را بهتر بفهمیم و معلوم بود ارزش کارمان خیلی بالاتر از تولید فولاد است.

واقعاً هم فولاد مبارکه کشور را متحول کرد، یعنی کسانی که از مسئولین کشور به فولاد مبارکه در طول ساخت و بهره‌برداری کمک کردند الآن این حس را دارند که یک طوفانی در دل صنعت کشور به پا کرده‌اند.
آقای عرفانیان در دوران ساخت و پایه‌گذاری این ایده نقش مهمی داشت و خوشبختانه در دوران بهره‌برداری با انجام توسعه تکنولوژی و افزایش تولید و کیفیت و اقدامات مدیریت مشارکتی و بهره‌وری، و به‌طورکلی فعالیت‌های مغزافزاری، فعالیت‌ها تکمیل و این هدف متعالی دنبال شد.

به‌خصوص در دوران ساخت که فضای انقلابی بر کشور حاکم بود و همه دلشان می‌خواست یک کار بزرگ انجام دهند.

هرکس می‌پرسید چه‌کار می‌کنید می‌گفتیم می‌خواهیم مملکت را تغییر دهیم و صنعت کشور را تکان دهیم؛ چون نگاه و فضای ذهنی این بود کارمان را محدود به فولاد مبارکه نمی‌دیدیم. آنچه در فولاد مبارکه پایه‌گذاری کردیم وقتی بعدها به کل کشور تسری پیدا می‌کرد حس خوبی برای ما برمی‌انگیخت. برای نمونه شرکت ایریسا را که درست کردیم و این شرکت سیستم‌های فولاد مبارکه را طراحی کرد، بعدها این سیستم به تمام فولادسازی‌های کشور منتقل شد و اکنون شرکت‌های بسیاری با همین سیستم کار می‌کنند.
  دوران بعد از ساخت و  توسعه
ظرفیت‌سازی از دوران ساخت با ایجاد زیرساخت‌ها آغاز شد و بعد از بهره‌برداری مجتمع، این ظرفیت‌سازی در مسیر تازه‌ای قرار گرفت. هدف اصلی در این دوره توسعه تکنولوژی و بهره‌وری منابع انسانی و تولید بود که بتوانند کار گروهی انجام دهند و با همدیگر هم‌افزایی کنند.
منابع انسانی، خود یکی از سه محور اصلی فناوری است. اگر بخواهیم تحلیل درستی از فناوری ارائه دهیم، باید بدانیم تکنولوژی سه محور اصلی دارد: سخت‌افزار (تجهیزات)، نرم‌افزار (سیستم و فرایندها) و مغزافزار (انسان‌ها). بسیاری مواقع به‌اشتباه فکر می‌کنند تکنولوژی یعنی تجهیزات؛ چون تجهیزات بیشتر دیده می‌شود.

در نگاه سنتی تکنولوژی را با تجهیزات اشتباه می‌گرفتند و وقتی تجهیزات وارد می‌کردند، گمان می‌بردند که تکنولوژی وارد کرده‌اند.

در یک اتومبیل، بدنه و شاسی و موتور خودرو (سخت‌افزار) یک طرف است؛ نظام کنترلی‌اش (نرم‌افزار) هم که بیشتر روح اتومبیل به شمار می‌رود یک طرف است و در طرف دیگر، رکن سومی هم هست که معمولاً فراموش می‌شود و آن آدمی است که می‌نشیند پشت فرمان و نقش او بیشتر از 50 درصد است.
تکنولوژی صنعت فولاد و صنعت پتروشیمی هم عمدتاً وابسته به مدیریتی است که می‌خواهد بر آن‌ها اعمال شود. وقتی تجهیزات فولاد مبارکه آمد، ما تصمیم گرفتیم سیستم‌ها را نصب کنیم. این سیستم دو بخش دارد: یک بخش آن تجهیزات و سخت‌افزار و بخش دیگر نرم‌افزار است که کنترل را سریع‌تر می‌سازد و دیتاها را نگهداری می‌کند.

در مرحله بعد، باید بتوان از «دیتا» (داده) اینفورمیشین (اطلاعات) تهیه کرد و از اطلاعات بتوان «تصمیم درست» اتخاذ کرد. سیستم‌ها باعث می‌شوند دیتا را خوب جمع و فراوری کنیم و تا رسیدن به مرز اطلاعات هم کمک می‌کنند، ولی از اطلاعات تا تصمیم‌سازی کار انسان است. انسان‌ها را می‌گوییم «مغزافزار». مغزافزار یکی از ابعاد بزرگ تکنولوژی است و نقش این بعد بزرگ در بسیاری از سازمان‌ها فراموش شده است.
پیامی که فولاد مبارکه در بسیاری از جنبه‌ها به کل کشور ارائه داد، پیام «مغزافزار» و اهمیت و جایگاه آن است.

پیام این است که با تجهیزات (سخت‌افزار) شما می‌توانید کار کنید و تولید هم داشته باشید. اگر نرم‌افزار هم بیاورید که تجهیزات را کنترل کند، تولید سریع‌تر می‌شود و کار در بسیاری بخش‌ها راحت‌تر می‌شود؛ ولی وقتی می‌خواهید در جهت دست‌یابی به اهدافتان از این تجهیزات بهره‌وری مناسب داشته باشید،

کار، کارِ مغزافزار است.

به‌عنوان‌مثال، انتظار شما از یک ماشین تراشکاری این است که تعدادی قطعه با آن بسازید.

این قطعات فقط با دستگاه قابل ساختن است و می‌توانید آن‌ها را با دستگاه بسازید. اگر از نرم‌افزار بهره ببرید، دقت و سرعت افزایش می‌یابد، ولی وقتی بخواهید مجموعه‌ای از ماشین‌آلات را برای یک هدف مشخص که یک صنعت بزرگ است به کار بگیرید، نقش انسان مشخص‌تر می‌شود.
در فولاد مبارکه تقریباً با کمترین میزان افزایش تجهیزات جدید از ابتدای راه‌اندازی کارخانه، تولید در این شرکت حدود سه برابر شده است و از 2.4 میلیون تن محصول ظرفیت اولیه به 7.2 میلیون تن فولاد فعلی رسیده است.

این بهره‌وریِ بسیار مطلوب، تنها حاصل تجهیزات و نرم‌افزارها نبوده، بلکه مغزافزاری که سیستم و فرایند را جهت می‌داده و طراحی و بهره‌ور می‌کرده توانسته است این امر بسیار بزرگ را رقم بزند. اهمیت «مغزافزار» در فولاد مبارکه یکی از مهم‌ترین پیام‌هایی است که در این روند سی و سه ساله فولاد مبارکه به اقتصاد ایران ارائه شده است.

  دوران تحریم‌ها
مدیریت سیستم‌ها و اتوماسیون صنعتی را ما برای بهره‌برداری ایجاد کردیم و از سال 70 استفاده می‌شد و آن موقع کامپیوترهای مین فریم (Main Frame) در مرکز کامپیوتر داشتیم که خیلی بزرگ بودند ولی بعدها به‌مرور توان کامپیوترها بالاتر می‌رفت و کوچک‌تر می‌شد.

اولین سال‌های بهره‌برداری سیستم‌های ما text بودند، یعنی نه رنگی بود و نه تصویری داشت و فقط می‌شد، نوشته داشته باشد.

بعد به دلیل تحریم‌ها، نرم‌افزارهای جدید مین‌فریم‌ها را هم به ما نمی‌دادند، پس ما خودمان یک کار تحقیقی با شرکت ایریسا انجام دادیم و یک سیستمی درست کردیم که web base بود و عملاً این سیستم امروز تبدیل شده به IS-Suite که امروزه فولاد خوزستان، ذوب‌آهن، فولاد خراسان، فولاد هرمزگان، فولاد کاوه جنوب و بخشی از مخابرات کشور، خودروسازی سایپا در کاشان و خیلی از مجموعه‌های کشور با این سیستم کار می‌کنند.

این سیستم حالت بومی دارد و ما کاملاً به آن مسلط هستیم. همه نرم‌افزارهایش را می‌شناسیم و به لحاظ فناوری به‌روز است. در حال حاضر هم در دستور کار ایریسا است که پروژه‌ای تعریف کنیم که این آی اس سوئیت را کنار بگذاریم و یک سیستم که یک پله بالاتر باشد را پیاده کنیم و کاملاً با تکنولوژی روز همراه باشیم.

این آی اس سوئیت فعلی دهه ۸۰ آرزوی ما بود که بتوانیم چنین سیستمی داشته باشیم چون سیستم‌هایمان ضعف داشت و تحریم‌ها هم شدید بود و چیزی به ما نمی‌دادند.
زمانی مرکز کامپیوتر فولاد مبارکه را نمایندگان زیمنس نگهداری می‌کردند. شرایط تحریم داشت سخت می‌شد و ما دیدیم اگر این روند بخواهد ادامه پیدا کند فولاد مبارکه قفل می‌شود.

آن موقع من معاون تکنولوژی بودم پس جسارت به خرج دادیم و گفتیم می‌خواهیم نگهداری را خودمان انجام دهیم.

آن موقع آقای اسلامیان مدیرعامل بودند و ما به زیمنس اعلام کردیم نگهداری مرکز کامپیوتر را باید بدهید به ایریسا و به آن‌ها کمک کنید.

مدیر یک شرکت آلمانی واسطه از طرف زیمنس به آقای اسلامیان نامه می‌نوشت و می‌گفت که مدیران فولاد مبارکه رسماً دیوانه شده‌اند و می‌خواهند فولاد مبارکه را بخوابانند.

جلسه‌ای ترتیب دادند با مدیرعامل و شروع کردند به گفتن این موضوع که این کار، کارخانه را متوقف می‌کند. آقای اسلامیان خوب صحبت‌ها را گوش کرد و گفت من هیچ‌چیز از صحبت‌های شما نفهمیدم (البته ایشان خوب متوجه بودند)، بروید برای شهریاری و همکارانش توضیح دهید تا او نتیجه را برای من بازگو کند.

ما بازهم گفتیم صحبت‌های شما نظر ما را عوض نمی‌کند و اگر واقعاً ریگی به کفش ندارید شرکت ایریسا که ما به همین منظور تأسیس کرده‌ایم را کمک و پشتیبانی کنید تا مسلط شود.

بازهم مقاومت کردند و ما به گروهی که از زیمنس در فولاد مبارکه حضور داشتند گفتیم از فلان تاریخ نمی‌خواهیم سر کار بیایید.

افراد خودمان را گذاشتیم سر کار و نگهداری را انجام دادند و بعد سیستم‌های درونی را تغییر دادیم و شرکت ایریسا عملاً سیستم‌هایی را مستقر کرد که وابسته به برنامه‌های ابتدایی نباشد و خودش به کار مسلط باشد.

اگر این کار را نمی‌کردیم در زمانی که تحریم‌ها به بالاترین شدت رسید، واقعاً فولاد مبارکه متوقف می‌شد، چون مطمئناً اجازه پشتیبانی به ما نمی‌دادند و فولاد مبارکه هم بدون سیستم اصلاً نمی‌تواند کار کند.
البته ما تقریباً یک آمادگی از پیش ایجاد کرده بودیم و این‌طور نبود که همین‌طور سربه‌هوا کار را شروع کنیم. نکته این بود که ما متوجه شده بودیم اگر نتوانیم وضعیت موجود را ارتقا دهیم،

لااقل می‌توانیم کاملاً شرایط را همان‌گونه که هست نگه‌داریم و همین ما را دلگرم می‌کرد.

ما کاری که می‌خواستیم انجام دهیم تدریجی پیش می‌رفتیم که با ادبیاتش آشنا شویم و اگر جایی احساس خطر می‌کردیم، برمی‌گشتیم سر جای قبلی.

اتفاقاً یک مین فریم گرفته بودیم و می‌خواستیم راه‌اندازی کنیم و حتی حراست فولاد مبارکه به خاطر حسن نیت‌اش اجازه نمی‌داد آن را راه‌اندازی کنیم و من که خودم مسئول کار بودم به آن‌ها حق می‌دادم چون می‌دانستم به کار ما شک دارند که شاید کارخانه را متوقف کند و می‌گفتند وضعیت موجود بهتر است تا کار متوقف شود.

این بود که توضیح دادم حتی اگر نتوانیم کار را ارتقا دهیم وضعیت موجود حفظ خواهد شد و نهایتاً کار را با احتیاط‌های لازم انجام دادیم.

مدیریت ریسک یعنی همین، باید بدانیم ریسک نهایی چیست و اگر اتفاق افتاد چه چیزهایی داریم. ما گفتیم اگر ریسک نهایی اتفاق بیفتد حد لازم را داریم که بدون تغییر سیستم‌ها کار کند ولی خوشبختانه تغییرات را انجام دادیم و جواب هم داد.
این خودباوری به‌هرروی ثمره دهه‌ها طی مسیری بود که قدم‌به‌قدم با یادگیری، ممارست و اندیشه و تبلور و شکوفایی یکایک سرمایه‌های انسانی و... در فولاد مبارکه انجام گرفته بود.
در اوایل دهه 1390 واحد احیاء مستقیم شهید خرازی در اوج دوران تحریم‌ها راه‌اندازی شد. آن زمان دورانی است که بیشترین تحریم‌ها علیه ما وجود داشت و هانی‌ول، شرکت سازنده سیستم کنترل واحد احیا به ما اعلام کرد به‌هیچ‌وجه پشتیبانی از پروژه انجام نخواهد داد و این در حالی بود که ما می‌دانستیم باید این سیستم را با سیستم‌های کنترلی هانی ول راه‌اندازی کنیم.

گروهی در ایریسا را متمرکز کردیم که باید خودتان این سیستم‌ها را نصب کنید و راه‌اندازی شود. چون هزینه بخشی از تجهیزات را داده بودیم و خریداری کرده بودیم و صحیح نبود برگردیم و این‌ها را کنار بگذاریم.

پس نیروها را متمرکز کردیم و کاری که به نظر افراد غیرممکن می‌آمد، انجام شد و کارخانه با این سیستم‌ها راه‌اندازی شد.

شرکت ایریسا عملاً یکی از زیرساخت‌هایی است که توسط فولاد مبارکه در اواخر دهه 1360 به وجود آمد و رفته‌رفته تبدیل به توان و قدرت سیستم‌های فولاد مبارکه شد و توانست سیستم‌هایی که در فولاد مبارکه وجود دارد را به صنعت کل کشور انتقال دهد.

این شرکت رشد فراوانی یافت، و کارهایی که زمانی غیرممکن به نظر می‌رسید توسط این گروه عملاً ممکن شد.

در طول ساخت و بهره‌برداری فولاد مبارکه تا امروز همواره توسعه زیرساخت‌ها و ساختارهای مکمل به‌صورت ایجاد شرکت‌های مختلف برای تکمیل زنجیره صنعت فولاد در بخش‌های مهندسی و سیستم‌ها، تولید و تعمیرات، ساخت و بومی‌سازی و نصب و راه‌اندازی، تولید مواد مصرفی، تدارکات، توزیع و غیره ادامه داشته و بسیاری از صنایع که در شروع کار فولاد مبارکه در کشور نبود امروز به‌تبع ساخت این صنعت بزرگ به تعداد قابل‌توجهی در کشور ایجادشده و خود صنعت سازی در این حوزه را خوشبختانه محقق کرده است.

منتشرشده در اقتصاد
برچسب‌ها

 

محمدحسن عرفانیان در سال 1325 در مشهد متولد شده و فارغ‌التحصیل دانشگاه پلی‌تکنیک (علم و صنعت) تهران است.

او در سال 1360 به‌عنوان مدیرعامل فولاد مبارکه حکم گرفت.

زمانی که کارش را شروع کرد، فولاد مبارکه تنها یک قطعه زمین در حال تسطیح بود؛ اما نگرش خاص، اهداف بلندپروازانه و چشم‌انداز وسیع او در نهایت به شکل‌گیری مجتمع عظیم فولاد مبارکه انجامید.

هم‌زمانی مدیریت او با یکی از پرالتهاب‌ترین و خطیرترین دوران تاریخ معاصر ایران‌زمین، یعنی سال‌های ابتدایی پس از انقلاب و دوران هشت‌ساله دفاع مقدس، ویژگی‌های خاص مدیریتی او را برجسته‌تر می‌سازد.
عرفانیان که به‌نوعی «پدر معنوی فولاد مبارکه» به شمار می‌آید، در گفت‌وگویی با روابط عمومی این شرکت، از تجارب خود از زمان مدیریتش گفته و  دیدگاه‌هایش درخصوص پی‌ریزی این شرکت را تشریح کرده است.

آنچه در ادامه می‌آید خلاصه کوتاهی از این گفت‌وگوست.

ساختار هستی هدفمند است و هدف آن رشد انسان است.

وقتی ازنظر علمی با ساختارها نگاه کنیم، می‌بینیم اتم‌ها و الکترون‌ها در حال چرخیدن به دور یک نقطه ثابت هستند.

اگر ما بخواهیم با هستی هماهنگ و هم‌آواز شویم، باید به آن نقطه ثابت هستی، با خداوند و فرشتگان و پیامبر هم‌آواز و هم‌صدا شویم. هستی انسان‌پرور است و اگر ما بخواهیم یک حکمرانی خوب به‌موازات حکمرانی هستی ایجاد کنیم تا با هستی هم‌آواز و هم‌صدا باشد، باید بر مبنای هدفمندی هستی و سعادت انسان باشد. 
من قبل از انقلاب کاملاً با ساختار حکومتی مخالف بودم.

وقتی انقلاب کردیم، همان روز اول گفتم: «خداوندا ما تابه‌حال هرچه کردیم تخریب بوده است؛ ما را یاری کن تا از این پس کشورمان را بسازیم.»

بر این اساس همواره به دنبال این بودم که در هر نقطه‌ای قرار می‌گیرم، در پی ساختن و آبادانی باشم. ما هرچه بود شخم‌زده بودیم؛ همه‌چیز را به هم زده بودیم؛ انقلاب کرده بودیم؛ پس حالا باید برای انقلاب کار می‌کردیم.

مطابق آموزه‌های دینی، تمام دین منحصر به نماز و روزه نیست و قابلیت علمی شدن و عملی شدن دارد. من مدت‌ها به دنبال این بودم که بتوانیم دین را از حالتی که فقط منافع شخصی داشته باشد خارج کنیم تا با ابعاد اجتماعی‌اش کشورمان را بسازیم.

در این راه به بن‌مایه و ساختاری دست پیدا کردیم و نهایتاً دریافتیم که باید از تجربه دیگران بهره بگیریم؛ بنابراین سراغ «ایلوا» (شرکت ایتالیایی) رفتیم و کارها را آغاز کردیم.

ما در ساختار فولاد مبارکه 100 سال تجربه نیپون را که در ایتالیا پیاده شده بود به اصفهان آوردیم. یعنی امروز آنچه در فولاد مبارکه شکل گرفته و نهادینه شده چکیده و ثمره 150 سال تجربه دنیاست.

بنیان‌گذاران شرکت نیپون ژاپن می‌گویند ما نام قدیم ژاپن و پایلوت حکمرانی ژاپن هستیم.

تکنسین‌های ایلوا در نیپون آموزش دیده و دانش کسب کرده بودند و بعد که بازنشسته شدند این دانش را به فولاد مبارکه آوردند.

پس ما تکنولوژی شامل تجهیزات و دانش را به مبارکه آوردیم. سخت‌افزار و نرم‌افزار را از ایتالیایی‌ها گرفتیم، ولی مغزافزار را چه‌ کار می‌کردیم؟ آیا باید همان مغزافزار را می‌آوردیم؟ اگر نمی‌آمدند باید چه می‌کردیم؟

پس لازم بود برای نیروی انسانی مبارکه یک فکر اساسی بکنیم.

من فکر می‌کردم که نیروی انسانی را باید از چه قیفی رد کنم که حاصل آن بتواند بر این سخت‌افزار و نرم‌افزار حاکم شود.

ایلوا متدولوژی را به ما داد. نیروی انسانی‌اش را هم به اینجا آورده بودیم. 
من می‌خواستم کف جامعه را به فولاد بیاورم و شکل دهم. برای خودم به‌نوعی قیف درست کرده بودم و آن را مهندسی می‌کردم؛ البته بعد به من خرده می‌گرفتند و  اعتراض می‌کردند که فلانی معدل 20 را قبول نکرده، اما معدل 10 را قبول کرده است. 
من ابتدا دنبال این بودم که ببینم دنیا از فولاد چه پیامی می‌گیرد.

من در طول 13 سال، به طور میانگین هر 18 روز به یک سفر خارجه رفتم و 5 قاره دنیا را گشتم، اما هیچ‌گاه به گشت‌وگذار در هیچ شهر و خیابانی نرفتم، بلکه در هرجا به ملاقات بالاترین مقام فولادی آنجا می‌رفتم.

می‌خواستم دقیقاً بدانم این‌ها با فولاد چه‌کار می‌کنند.

متوجه شدم در زمینه فولاد دو نگاه و استفاده وجود دارد.

نگاه اول این بود که صنعتِ فولاد «صنعت‌ساز» است.

بنابراین من در پی این نبودم که ببینم فولاد در اقتصاد چه نقشی می‌تواند داشته باشد، چون این کار، کارِ کارشناسان بود و کاری نبود که در شرح وظایف و رسالت من به‌عنوان یک مدیر باشد. به من گفتند که ما داریم با استفاده از صنعت فولاد، کشورمان را صنعتی می‌کنیم.

در صنعت فولاد تمام تکنولوژی‌ها موجود است؛ یعنی اگر ما بتوانیم بر تکنولوژی فولاد مسلط شویم، بر تمام تکنولوژی‌ها مسلط هستیم و اگر همیشه فولاد را به‌روز نگه ‌داریم،

تمام تکنولوژی‌ها را به‌روز نگه ‌داشته‌ایم. همین تفکر باعث شد من شهرک تحقیقاتی را در  کنار دانشگاه اصفهان ایجاد کنم و این کار 12 سال قبل از آن بود که وزارت علوم بفهمد باید شهرک‌های تحقیقاتی را زیر نظر خود داشته باشد.

با مطالعه رویکردهای صنعت فولاد در دنیا به این نتیجه رسیدم که صنعت فولاد یک فراصنعت است و دیگر نباید و نمی‌توان گفت ما فقط می‌خواهیم ورق تولید کنیم. 
نکته دوم این بود که صنعت فولاد وزنه بسیار سنگینی است؛ یعنی تمام آنچه الگوی زیست بشر را شامل می‌شود، در آن وجود دارد.

هرجا این صنعت را مستقر کنی، مسئله الگوی زیست حل شده است؛ یعنی مسئله آب و برق و گاز حل شده، جاده و هواپیما و راه‌آهن و به‌طور کلی حمل‌ونقل حل شده و اقتصاد در مسیر درست قرار دارد.

فولاد مثل یک گردونه عجیب می‌تواند در کشور نقش ایفا کند؛ می‌تواند مثل پول که در اقتصاد مملکت نقش داشته باشد.

من می‌گویم اسکناس را بردارید و به جای آن سنگ‌آهن بگذارید؛ بسیار بهتر از پول نقش بازی می‌کند. 
بعد از تمام این مطالعه‌ها و بررسی‌ها به این نقطه رسیدم که صنعت فولاد به معنی رشد پایدار است و اگر می‌خواهیم در مملکت رشد پایدار داشته باشیم، باید روی صنعت فولاد کار کنیم و این کار هم باید بر اساس تجربه جهانی این صنعت باشد.

در سال 63 به این رسیدم که باید طرح جامع فولاد را در کشور پیاده کنیم.

شورای عالی فولاد که متشکل از شش وزیر بود به اصفهان آمد و من تمام این‌ها را برایشان شرح دادم. گفتم اگر می‌خواهید ایران را بسازید، فولاد مبارکه را پنج قسمت کنید و هر قسمت را در گوشه‌ای از ایران بنشانید.

هر جا به معدن نزدیک است، گندله‌سازی را ببرید؛ هرجا می‌خواهید گازکشی کنید، احیا را ببرید؛ هر جا برق ندارید، فولادسازی را ببرید؛ چون فولادسازی با خودش برق می‌آورد؛ هرجا هم می‌خواهید بازار داشته باشید، نوردها را ببرید.

پس اگر دولت می‌خواهد برنامه‌ریزی کند تا رشد اقتصادی را به میزان 7 درصد، 8 درصد یا 10 درصد نگه دارد، باید کاری را بکند که ژاپنی‌ها و آلمانی‌ها کردند و هندی‌ها هم دارند می‌کنند و این کار را با اهرم فولاد انجام دادند.

پس فولاد باعث رشد پایدار است و این را باید به دست‌اندرکاران بفهمانیم. به آن‌ها گفتم دو آیه قرآن را که درباره آهن است در دو طرف فولاد مبارکه با بتن نصب کنند که هیچ‌کس نتواند آن را درآورد. طبق آیه قرآن، آهن ابزار اقامه قسط است. 
من به این دیدگاه رسیدم که باید بعد از انقلاب، یک حکمرانی نو جایگزین قبلی شود. حکمرانی جایگزین باید هم‌آواز با هستی باشد و از روزی که این قضیه را دریافتم، برای هر مدیری که به فولاد مبارکه آمد، چند داستان تعریف کردم.

اول گفتم تو برای حکمرانی به این دایره آمده‌ای؛ پس تو باید حکمرانی کنی. اگر این دایره به تو حکمرانی کند، داغان می‌شوی. یکی گفت من به اینجا آمده‌ام این فنس 35 کیلومتری را اداره کنم؛ اما منظور من از حکمرانی این بود که خودت را به فنس مبارکه محدود نکن. متیل را مأمور کرده بودم که در هر استان یک شعبه بزند. خواسته اصلی مدنظر من این بود که این شرکت بازار منطقه را بررسی کند و ببیند بازار خارجی چه رقابتی با ما می‌کند.

خواسته دیگری که مهم‌تر از همه بود این بود که ببیند مردم منطقه چه مشکلی دارند و از طریق راه‌حل‌هایی که در مبارکه تجربه شده است مشکل آن‌ها را حل کند. آقای وزیر قبلی که دستور داد متیل در کرمان سرمایه‌گذاری کند من مخالفت کردم و گفتم من می‌خواستم با متیل مملکت را بسازم، تو متیل را برده‌ای کرمان را بسازد؟

درواقع من می‌خواستم متیل را پیام‌بر دانش حکیمانه فولاد مبارکه در اقصی نقاط مملکت کنم.
آقای طیب‌نیا در جایی گفت ما می‌خواهیم توسعه‌هایمان را در جغرافیای ایران اجرا کنیم.

من خیلی خوشحال شدم. گفتم از بازنشسته‌های فولاد مبارکه بهره ببرید و چند نفر را اعضای هیئت‌مدیره سرویس‌سنترها کنید تا بروند و ببینند مشکل مملکت چیست و آن را به مبارکه بیاورند تا این شرکت مشکل را به نحو اقتصادی و بارز حل کند و بتواند پایداری خود را هم حفظ نماید. به‌این‌ترتیب ما می‌توانستیم مبارکه را مردمی کنیم. 
من در مبارکه می‌گفتم این ورق به هرجایی برود می‌تواند پیامبر ما باشد و رسالت داشته باشد.

تمام ایرانیان، حتی آن‌هایی که در روستا زندگی می‌کنند، در طول شبانه‌روز  بارها آهن را می‌بینند و لمس می‌کنند؛ بنابراین ما می‌توانیم از این ورق به‌عنوان رسانه خودمان استفاده کنیم.

منطقی که بر رسانه حاکم است این است که رسانه مطالبه‌گری می‌کند. تو پیامی را به رسانه می‌دهی و او این پیام را از تو مطالبه می‌کند. برای مطالبه‌گری پلتفرم لازم است و همه شرکت‌های فولاد مبارکه یک پلتفرم برای مطالبه‌گری بوده‌اند. 
ایریسا یک پلتفرم است، توکا یک پلتفرم است، متیل و ایریتک یک پلتفرم هستند.

پیشنهاد ایمیدرو را به‌عنوان یک شرکت ظرفیت‌ساز دادم، ولی متأسفانه به علت زیاده‌خواهی بعضی‌ها به آن توجه نکردند. گفتم تجربه فولاد مبارکه با پیمانکارانش را در ایمیدرو جمع کنید و بعد بروید صنعت مملکت را بسازید. با همین محتوایی که فولاد مبارکه را ساختیم، حالا صنعت مملکت را بسازید.

تنها جایی که از پلتفرم فولاد مبارکه برای ساخت استفاده کرد، آقای نعمت‌زاده در سیمان بود. پس همه این‌ها پلتفرمی بود برای ارتباط با عمق جامعه. 
من به شورای اقتصاد رفتم و گفتم می‌خواهم فولاد مبارکه را به بورس ببرم. گفتند شورای نگهبان می‌گوید فولاد مبارکه صنعت مادر است و صنعت مادر را نمی‌شود به بورس برد. گفتم من می‌دانم دولت نمی‌تواند چنین صنایعی را اداره کند و شما آخر ناچار می‌شوید آن را واگذار کنید؛ پس زمینه را برای آن روز آماده می‌کنم.

در نهایت هم در شرکت ملی فولاد اولین واحدی که به بورس رفت فولاد مبارکه بود؛ چون تمام ساختارهایش از قبل آماده بود. سازمان برنامه می‌گوید بودجه شما از دولت بوده و قرض است و باید آن را پس دهید تا خودتان بتوانید آن را اداره کنید. ما این کار را کرده بودیم، درصورتی‌که هیچ واحدی این کار را نکرده بود.

در دوره خودم این کار را کردم؛ چون می‌دانستم اگر شرکت به بورس برود، دیگر ما بازنشسته نداریم؛ چراکه این‌ها پول جاری را می‌گیرند و به گذشته‌ها می‌دهند. ما می‌خواستیم پلتفرمی بسازیم که به عمق جامعه برود تا ساختار حکمرانی مبارکه را مطالبه‌گری کنند. 
جامعه ما الآن مطالبه‌گری درست ندارد، نمی‌داند چه چیز را مطالبه کند. حتی اقتصاد هم مطالبه نیست!

باید بگویند این انقلاب قول داده مرا انسان کند؛ پس چرا انسان نشدم؟ من همیشه مدیران مبارکه را به یک مطلب تشویق می‌کردم: اینکه استراتژی را انسان‌محور قرار بدهند، حتی اگر شده اسمش را هم همین‌طور بگذارند.


من فکر می‌کردم برای اینکه مأموریت فولاد در مملکت انجام شود، اول باید پلتفرم‌ها را بسازیم و دوم حکمرانی در فولاد مبارکه را اصلاح کنیم و آن را به پلتفرم‌ها انتقال دهیم.

اگر ما چنین مأموریتی را انجام دهیم، که انجام هم داده‌ایم با رسانه‌های خودش، یعنی شرکت‌های تابعه مثل متیل و اسکوتک و... و همگی می‌توانند مأموریت‌های بزرگی انجام دهند، به رسالت خودمان عمل کرده‌ایم.

منتشرشده در اقتصاد
برچسب‌ها
 
فولاد مبارکه در طول این سال‌ها همواره فراتر از یک بنگاه اقتصادی عمل کرده  و در قامت پیشران توسعه صنعتی، پشتیبان صنایع پایین‌دستی و بازیگری اثرگذار در اقتصاد ملی جلوه‌گر شده است. امروز نیز این مجموعه با اتکا به سرمایه انسانی متخصص و متعهد خود، در آستانه ورود به مرحله‌ای نوین از رشد و تحول است.

یکی از پایه‌های اصلی پایداری فولاد مبارکه، تکمیل زنجیره ارزش است. بهره‌برداری از پروژه‌های مهم و اساسی در حوزه تولید محصولات با ارزش‌افزوده بیشتر و همچنین ایجاد زیرساخت‌های پشتیبان برای تأمین پایدار انرژی، گام‌هایی هدفمند در مسیر افزایش تاب‌آوری تولید است. این اقدامات مجموعه‌ای از پروژه‌های مقطعی نیست، بلکه بخشی از نقشه راه بلندمدت فولاد مبارکه برای تضمین پایداری تولید، کاهش ریسک‌های عملیاتی و تقویت صنایع پایین‌دستی کشور به شمار می‌رود.

امروز صنعت فولاد در سطح جهانی با تحولات بنیادین مواجه است. تغییرات سریع فناوری، تحولات ژئواقتصادی، استانداردهای نوین زیست‌محیطی و الزامات جدید بازارهای بین‌المللی، دیگر اجازه تداوم مسیر گذشته را نمی‌دهند. نمی‌توان صرفاً بر روندهای پیشین تکیه کرد و انتظار داشت آینده‌ای رقابت‌پذیر رقم بخورد. ایجاد تفاوت معنادار با وضع موجود، یک ضرورت راهبردی است.

در همین راستا، فولاد مبارکه با نگاهی آینده‌نگر، دیپلماسی اقتصادی و نوآوری را به‌عنوان دو محور کلیدی توسعه خود تعریف کرده است. هدف‌گذاری برای حضور در جمع بیست شرکت برتر فولادی جهان، با بازنگری در استراتژی‌ها و تمرکز بر فولاد سبز، فناوری‌های هوشمند و توسعه متوازن زنجیره ارزش دنبال می‌شود؛ مسیری که هم‌راستا با منافع ملی و رویکردهای کلان توسعه صنعتی کشور طراحی شده است.

ما در فولاد مبارکه، سرفصل روشنی با عنوان «فولاد آینده» تعریف کرده‌ایم؛ سرفصلی که در آن تلاش می‌کنیم تصویری دقیق از صنعت فولاد در افق ده‌ساله ترسیم کنیم. این نگاه آینده‌محور، مستلزم تغییر در نگرش، تصمیم‌گیری و شیوه‌های عمل است. تحولات در حوزه فناوری، ارتباطات و تعاملات بین‌المللی، استانداردهای جدیدی را پیش روی ما قرار داده‌اند که پاسخ به آن‌ها، نیازمند نوسازی فکری و چابکی راهبردی است.

در این مسیر، نوآوری دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک الزام قطعی برای حفظ رقابت‌پذیری جهانی است. ورود صنعت فولاد به عرصه‌هایی مانند هوش مصنوعی، طراحی داده‌محور و متالورژی پیشرفته، فصل تازه‌ای را پیش روی این صنعت گشوده است؛ فصلی که می‌تواند زمان توسعه محصولات جدید را به‌طور چشمگیری کاهش دهد و جایگاه فولاد ایران را در حوزه فولادهای پیشرفته ارتقا بخشد.

 

بر همین اساس، سه جهت‌گیری راهبردی به‌عنوان قطب‌نمای حرکت آینده فولاد مبارکه تعریف شده است: نخست، اقتصاد چرخشی و فولاد سبز با تمرکز بر کاهش مصرف انرژی، کاهش آلایندگی و حرکت به‌سوی تولید پایدار؛ دوم، تحول دیجیتال و صنعت نسل چهارم با محوریت هوشمندسازی فرایندها، داده‌محوری و اتوماسیون پیشرفته؛ سوم، توسعه فولادهای پیشرفته با ارزش‌افزوده بالا که قلب راهبرد ارزش‌آفرینی فولاد مبارکه در سال‌های آینده خواهد بود. هدف ما حرکت تدریجی، اما قطعی، به سمت صاحب تکنولوژی شدن در این حوزه‌هاست.

در کنار این موارد شش استراتژی محوری گروه فولاد مبارکه شامل توسعه ساحلی با تمرکز بر محصولات ویژه با ارزش‌افزوده بالا، تعالی عملیات و تولید سبز با توسعه نوآوری و فناوری‌های هوشمند، توسعه دانش و فناوری بومی طراحی و ساخت صنعت فولاد، توسعه سرمایه‌گذاری‌های فرامرزی و ارتقای جایگاه جهانی فولاد مبارکه با گسترش بازارهای صادراتی، متنوع‌سازی و توسعه کسب‌وکارهای جدید و ارتقای نظام حکمرانی، چابکی و هم‌افزایی در گروه است؛ راهبردهایی که جایگاه ملی و بین‌المللی فولاد مبارکه را بیش‌ازپیش تقویت خواهد کرد.

در پایان، تأکید می‌کنم که تحقق این چشم‌انداز، بدون تلاش، تخصص و تعهد سرمایه انسانی فولاد مبارکه ممکن نخواهد بود. بیست‌وسوم دی‌ماه، روز قدردانی از یکایک اعضای خانواده بزرگ فولاد مبارکه است؛ کسانی با دانش، تجربه و مسئولیت‌پذیری خود، فولاد مبارکه را به نماد افتخار صنعت ایران تبدیل کرده‌اند، اعم از بازنشستگان محترم، کارکنان ارجمند و  شرکای کسب‌وکار .

با هم، با نگاهی نو و اراده‌ای مشترک، آینده‌ای پایدار، رقابت‌پذیر و درخور نام ایران برای فولاد مبارکه رقم خواهیم زد، ان‌شاءالله.

منتشرشده در اقتصاد
برچسب‌ها

 

در نشستی که با حضور مدیران ارشد مجتمع فولاد مبارکه و مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان برگزار شد، این مجموعه صنعتی آمادگی خود را برای مشارکت فعال در اجرای بخشی از سهم استان اصفهان در طرح مردمی کاشت یک میلیارد درخت در کشور را اعلام کرد.

در این نشست، بر اهمیت توسعه پوشش گیاهی، حفاظت از منابع طبیعی و نقش صنایع بزرگ در تحقق اهداف زیست‌محیطی تأکید شد و طرفین بر لزوم ادامه ی هم‌افزایی، برنامه‌ریزی مشترک و استفاده از ظرفیت‌های مردمی و صنعتی برای موفقیت این طرح ملی اتفاق نظر داشتند.

این همکاری گامی مؤثر در راستای حفظ محیط زیست، مقابله با تغییرات اقلیمی و توسعه پایدار در استان اصفهان و اجرای سهم استان اصفهان در طرح مردمی کاشت یک میلیارد درخت در کشور ارزیابی می‌شود.

منتشرشده در اقتصاد
برچسب‌ها
سه شنبه, 16 دی 1404 10:17

تولید كلاف گرم كشور

 

بهمن خلیلی، مدیر ارشد بهره‌برداری شرکت فولاد و نورد سبا، با اشاره به ارتقای جایگاه کارخانه از رده ششم در ظرفیت تولید فولاد خام به رده چهارم در تولید گفت: این موفقیت، نتیجه همدلی سازمانی، نوآوری‌های فنی و مدیریت دقیق و هوشمندانه است، زیرا با بهره‌گیری از تجارب ارزشمند کلیه همکاران در تمامی مدیریت‌های شرکت، در شرایط محدودیت‌ انرژی در سال‌های گذشته، توانستیم با برنامه‌ریزی دقیق و با انعطاف در اجرای برنامه‌های تولیدی و تعمیراتی، حداکثر بهره‌وری از خطوط تولیدی را رقم بزنیم.

مجموعه این اقدامات به دست همکاران فرهیخته شرکت فولاد و نورد سبا محقق شد و جایگاه تولید این کارخانه از رده ششم در ظرفیت تولید فولاد خام به رده چهارم در تولید واقعی ارتقا یافت.

مدیر ارشد بهره‌برداری شرکت فولاد و نورد سبا افزود: در ناحیه آهن‌سازی، یک‌میلیون و ۲۶۳ هزار و ۷۸۱ تن آهن اسفنجی تولید شد که رشد۱۳.۳ درصدی نسبت به نه‌ماهه سال گذشته داشت. همچنین در سه ماه پاییز امسال تولید آهن اسفنجی به ۳۷۷ هزار و ۲۱۵ تن رسید که نسبت به سه‌ماهه پاییز سال گذشته، ۳۶ درصد رشد کرده است.

در نواحی فولادسازی، ریخته‌گری و نورد گرم سبا تولید کلاف گرم به یک‌میلیون و ۲۵۱ هزار و ۷۴۴ تن رسید که رشد ۱.۶ درصدی نسبت به نه‌ماهه مشابه سال قبل داشت.

همچنین در سه‌ماهه پاییز، به میزان ۴۴۴ هزار و ۵۹۴ تن کلاف گرم تولید شد که نسبت به سه‌ماهه پاییز سال گذشته ۲.۵۹ درصد رشد داشت. این امر باعث شد در شرایط تحریم هیچ خللی در تأمین مواد اولیه کارخانه‌های پایین‌دست ایجاد نشود.

خلیلی با تأکید بر نقش شرکت فولاد و نورد سبا به‌عنوان تأمین‌کننده دوم کلاف گرم کشور گفت: تولیدات این کارخانه سهم قابل‌توجهی در ثبات زنجیره ارزش فولاد کشور دارند.

تأمین مواد اولیه صنایع لوله و پروفیل، خودروسازی و قطعه‌سازی بدون تأخیر انجام گرفته و مانع نوسانات قیمت محصولات شده است.

وی در بخش پایانی سخنان خود، ضمن قدردانی از تلاش کلیه همکاران تولیدی،پشتیبانی و ستادی و پیمانکاران شرکت فولاد و نورد سبا و حمایت‌های گروه فولاد مبارکه، اظهار امیدواری کرد که با تلاش مضاعف همه ارکان شرکت بتوان تولید اقتصادی و ناب را با بیشترین میزان بهره‌وری محقق ساخت.

رشد ۲.۵ درصدی تولید فولاد مذاب در فولادسازی

بنا بر این گزارش، فرهاد رجبی، مدیر آهن‌سازی و فولادسازی این شرکت، گفت: با اتکا به بهبودهای مستمر، برنامه‌ریزی دقیق و کار تیمی منسجم، ناحیه آهن‌سازی و فولادسازی توانست تا پایان آذرماه به رکورد تولید یک‌میلیون و ۳۲۰ هزار تن فولاد مذاب در فولادسازی و رشد ۲.۵ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل دست یابد.

وی افزود: این موفقیت حاصل مجموعه‌ای از اقدامات فنی و مدیریتی، شامل هوشمندسازی فرایندها، ارتقای اتوماسیون سطح ۲، بهبود فرایند میکس مواد اولیه با احداث سیلوهای جدید، افزایش آماده‌به‌کاری تجهیزات و کاهش توقفات واحد آهن‌سازی بوده است.

همچنین بهبودهای سخت‌افزاری در کوره‌ها، امکان کار با تپ بالاتر، افزایش سهم انرژی شیمیایی و کاهش توقفات نقش بسزایی در تحقق این رکوردها داشته است.

رجبی خاطرنشان کرد: این موفقیت‌ها در شرایط محدودیت‌های شدید انرژی و کاهش کیفیت مواد اولیه به دست آمده است. امید است با رفع این چالش‌ها و تداوم رویکرد بهبود مستمر، در آینده شاهد ثبت رکوردهای بیشتر و دستاوردهای درخشان‌تر در واحدهای تولیدی شرکت فولاد و نورد سبا باشیم.

ارتقای تخصص کارکنان و اجرای پروژه‌های بهبود از دیگر عوامل افزایش تولید

مهدی ناظم رعایا، مدیر ریخته‌گری و نورد شرکت فولاد و نورد سبا ، ارتقای دانش فنی و تخصصی کارکنان و اجرای پروژه‌های بهبود نگهداری و تعمیرات تجهیزات را از دیگر عوامل افزایش تولید دانست و گفت: از دیگر موارد می‌توان به اجرای پروژه‌های بهبود و نهایتاً کاهش توقفات خطوط تولید، پیگیری مسئولین خطوط به‌صورت شبانه‌روزی و بررسی بهبودها در جلسات روزانه تولید اشاره کرد.

دست‌یابی به این مهم با پیگیری ، همدلی و هم‌افزایی بین همکاران گرامی محقق شده و لازم است از تمامی این عزیزان قدردانی کنم .

افزایش پایداری شبکه برق

غلامرضا شریعتی، مدیر پشتیبانی فنی، با تشریح اقدامات این بخش گفت: در حوزه برق، هماهنگی رله‌های حفاظتی پست‌ها و تعمیر خطوط ۴۰۰ کیلوولت، پایداری شبکه برق را افزایش داده است.

در واحد سیالات، پروژه‌هایی مانند بهینه‌سازی دیگ‌های بخار، نصب سیستم‌های UV برای آب آشامیدنی، نصب سافت‌استارترها و درایوها بر روی پمپ‌های حیاتی و بومی‌سازی الکتروموتور ۸۰۰ کیلوواتی، موجب ارتقای کارایی، کیفیت و ایمنی در تأمین آب و بخار موردنیاز تولید شده است.

وی ادامه داد: در واحد اکسیژن، توسعه کمپرسورخانه، بومی‌سازی ولوهای مهم، بهبود تولید آرگون و بهینه‌سازی کولرها موجب افزایش ظرفیت، خودکفایی و قابلیت اطمینان این واحد استراتژیک شد. در واحد حمل‌ونقل، نوآوری‌هایی نظیر جایگزینی دامتراک برای حمل سرباره مذاب و طراحی تجهیز شارژ کوره، کاهش هزینه‌ها و افزایش ایمنی را به همراه داشت.

دفتر فنی نیز با بومی‌سازی قطعات حساس، بهینه‌سازی سیستم‌های آبی و استقرار استانداردهای بین‌المللی (ایزو ۵۰۰۰۱ و ۴۶۰۰۱) تاب‌آوری در برابر تحریم‌ها و بهبود مستمر عملکرد را تقویت کرد. دستاوردهای نه‌ماهه شرکت فولاد و نورد سبا، از ارتقای جایگاه تولیدی تا افزایش صادرات و تقویت زنجیره تأمین، نقش کلیدی در ثبات بازار فولاد و توسعه صنعتی کشور ایفا کرده است.

منتشرشده در اقتصاد
برچسب‌ها
  • جامعه
  • اقتصاد
  • فرهنگ و هنر
  • علم و پیشرفت
K2_AUTHOR_TEMPLATE زهره مختاری
شنبهب ظ+0330E_خرداد+0330Rخردادب ظ+0330_+0330Eخرداد+03:300ب ظ+0330E2
  در این نشست رئیس دانشگاه با تأکید بر اهمیت اجرای مصوبات شوراها، بر ضرورت تقویت فعالیت‌های فرهنگی، ارتقای هماهنگی میان بخش‌های مختلف دانشگاه و بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود در راستای تحقق اهداف شورای امر به معروف و نهی از منکر، شورای انطباق و شورای عفاف و حجاب ...
K2_AUTHOR_TEMPLATE زهره مختاری
شنبهب ظ+0330E_خرداد+0330Rخردادب ظ+0330_+0330Eخرداد+03:300ب ظ+0330E2
  به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از احتساب – شرکت نفت سپاهان (با نماد بورسی شسپا) با انتشار صورت‌های مالی تلفیقی دوره مالی منتهی به پایان اسفند ۱۴۰۴، عملکردی برجسته از خود به نمایش گذاشت که نشان‌دهنده مدیریت کارآمد و تقویت بنیادی کسب‌وکار است. این ...
K2_AUTHOR_TEMPLATE زهره مختاری
سه شنبهب ظ+0330E_خرداد+0330Rخردادب ظ+0330_+0330Eخرداد+03:300ب ظ+0330E2
  به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از اقتصاد بازار او در ادامه خطاب به استاندار اصفهان گفت: حضرت‌عالی بنده را می‌شناسید؛ نه اهل اغراق هستم و نه اهل تملق، اما بر اساس تجربه شخصی خود و فعالیت در استان‌های دیگر از جمله تهران، با رسانه‌هایی مواجه شده‌ام که در ...
K2_AUTHOR_TEMPLATE زهره مختاری
شنبهب ظ+0330E_خرداد+0330Rخردادب ظ+0330_+0330Eخرداد+03:300ب ظ+0330E2
  به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از روابط عمومی سازمان تأمین اجتماعی، «سامانه هوشمند پیمان» یکی از ابَرپروژه‌های سازمان تأمین‌اجتماعی است که تمام ذینفعان شامل (پیمانکاران، واگذارندگان کار و سازمان تأمین اجتماعی) به نوعی از آن بهره‌مند می‌شوند. ...

پایگاه خبری و اطلاع رسانی

پایگاه خبری شهر اصیل بر اساس رویکرد خبری در حوزه های (سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و هنری، اقتصادی، حوادث، فناوری، استانی، تکنولوژی و شهر و کلانشهر) تلاش دارد به‌ روزترین اخبار برخط را در اختیار علاقمندان به حوزه‌های خبری قرار دهد. اخباری که از منابع معتبر اخذ می گردد تا این اطلاع رسانی جامع و کامل، برای همگان در دسترس و مورد اعتماد باشد که امید است در این مسیر، موفق گام برداریم.
این پایگاه خبری متعلق به خانم زهره مختاری ملک آبادی می باشد.

آب و هوا

اوقات شرعی

اذان صبح
طلوع خورشید
اذان ظهر
غروب خورشید
اذان مغرب